ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

623

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

آورد و مدرسه‌اى كه مناره‌اى بلند داشت بساخت . سپس ميان او و هيتوم فرمانرواى سيس خلاف افتاد . هيتوم نزد خربنده پادشاه مغول سعايت كرد كه او با مردم شام در نهان دوستى دارد . و با آنان توطئه كرده كه بلاد سيس و متعلقات آن را به تصرف آنها درآورد و دليل اين دوستى و يك دلى مدرسه و مناره‌اى است كه احداث كرده است . يكى از نزديكان ارفلى اين موضوع را به او نوشت . ارفلى اين كينه در دل نگه داشت . و در نهان پيام فرستاد كه كار هيتوم را تمام كند . او نيز مهمانى ترتيب داد و هيتوم را دعوت كرد . در آن مجلس بناگاه به قتلش آورد . آنگاه ايدغدى شهرزورى را كه از سوى نايب حلب نزد هيتوم آمده بود كه جزيهء مقرر را وصول كند بگرفت و به زندان كرد . او همچنان در زندان بود تا سال 710 از زندان تبريز بگريخت . آنگاه اوشين پسر لئون به پادشاهى منصوب شد و ارفلى نزد خربنده رفت . اليناق برادر هيتوم با زن و فرزند خود زودتر از او خود را نزد خربنده رسانيد و زبان به شكايت گشود . چنان كه خربنده به رقت آمد و ارفلى را بكشت و اوشين برادر هيتوم را به جاى او امارت سيس داد . او نيز بر فور نامه‌اى براى الملك الناصر به مصر فرستاد و جزيه بر عهده گرفت . چنان كه پيش از اين بود گاه آن جزيه مىفرستاد و گاه نمىفرستاد . و اللّه تعالى اعلم . مراسلهء ملك مغرب و صلح با او پادشاه مغرب اقصى از بنى مرين بود . اينان پس از موحدين در آن سرزمين به حكومت رسيده بودند . در اين ايام پادشاه مغرب يوسف بن يعقوب بن عبد الحق . بود در سال 704 رسول خود علاء الدين ايدغدى شهرزورى را از شهرزوريان كه در ايام الملك الظاهر بيبرس از مقربان او بودند - با هدايا و تحف بسيار ، چون اسبان و استران و اشتران رهوار و ظروف و و اوانى و ديگر طرائف همه از زر خالص با جماعتى انبوه از مغربيان كه به حج مىرفتند ، نزد الملك الناصر فرستاد . سلطان نيز به نيكوتر وجهى اكرامشان كرد و براى بزرگداشت ايشان اميرى همراهشان نمود و در تمام راه تا هنگامى كه حج خويش به جاى آوردند همه مهمان او بودند . رسول پادشاه مغرب ايدغدى در سال 705 باز گرديد و سلطان به جبران آن ، هدايا و تحف كرامند به مغرب فرستاد و دو تن از امراى دربار خود ايدغدى البابلى و ايدغدى الخوارزمى را كه هر دو لقب علاء الدين داشتند با آنان روانه كرد . ايناد نزد يوسف بن يعقوب رفتند . او در حصار تلمسان بود و اين ديدار در ماه ربيع الاخر سال 706 اتفاق افتاد . يوسف بن يعقوب رسولان را بگرمى پذيرا شد و آنچنانكه در خور شأن ايشان و فرستندهء ايشان بود اكرامشان كرد . آنگاه رسولان را به فاس و مراكش روانه فرمود تا بگردند و از مناظر زيباى آن حدود بهره‌مند شوند .