ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
606
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
خلع الملك الناصر محمد بن قلاون و حكومت الملك العادل كتبوقا چون ميان زين الدين كتبوقا و علم الدين سنجر الشجاعى خلاف افتاد و آن فتنه در پى آن برپا شد ، كتبوقا بر جان خود بيمناك شد و مدتى خود را به بيمارى زد و به دار النيابه نرفت . سلطان گاهگاه به عيادت او مىرفت . كتبوقا در اين ايام برخى از خواص خود را واداشت تا مقدمات استيلاى او را بر ملك و بر تخت نشستن او را قراهم كنند . كتبوقا از آغاز امر هواى سلطنت در سر داشت . پس امرا را گرد آورد تا با او بيعت كنند . آنان نيز بيعت كردند و الملك الناصر محمد بن قلاون را خلع نمودند . كتبوقا سواره به سراى سلطنت رفت و بر تخت نشست . او را الملك العادل لقب دادند . سلطان الملك الناصر از قصرهاى شاهى اخراج شد . او با مادرش در يكى از حجرههاى قصر زندگى مىكرد . كتبوقا ، حسام الدين لاچين را نايب السلطنهء خود نمود و الصاحب فخر الدين عمر بن عبد العزيز الخليلى را مقام استاد الدار داد . او پيش از اين در ديوان علاء الدين وليعهد قلاون بود . عز الدين آيبك الافرم الصالحى امير جاندار شد و بهادر الحلبى امير حاجب و سيف الدين بتخاص [ 1 ] استاد الدار . سپس مقامات دولتى را ميان مماليك خود تقسيم كرد . كتبوقا به نواب شام نوشت تا براى او بيعت بگيرند . آنان نيز اطاعت كردند . كتبوقا عز الدين آيبك خازندار نايب طرابلس را عزل كرد و به جاى او فخر الدين آيبك الموصلى را قرار داد . خازندار در حصن الاكراد فرود آمد و موصلى به طرابلس رفت . در سال 695 طايفهاى از مغولان قبيلهء اويرات [ 2 ] به سركردگى طرغيه شوى دختر منكو تيمور پسر هلاكو با بايدو در قتل كيخاتو خان پسر عم پادشاه مغول دست داشتند نزد الملك العادل كتبوقا گريختند . غازان خان به طايفهاى از مغولان اشارت كرد كه راه بر آنان بگيرند و يكى از امراى خود را فرستاد تا طرغيه و كسانى از بزرگان قبيله را كه با او هستند دستگير كند . او نيز با هشتاد سوار برفت . طرغيه او را و يارانش را كشت و از فرات گذشته وارد شام شد . مغولان از ديار بكر به تعقيب ايشان پرداختند ولى با حملهاى كه از سوى فراريان انجام گرفت منهزم شدند . الملك العادل كتبوقا ، سنجر دواتدار را گفت تا به گرمى استقبالشان كند و نايب دمشق به آمدنشان مجلسى عظيم ترتيب داد . سپس به مصر رفتند . شمس الدين قراسنقر پيشبازشان كرد . اينان با ديگر امرا بر در قلعه مىنشستند و اين امر را براى خود ننگى مىپنداشتند و همين امر چنان كه خواهيم گفت ، سبب خلع الملك العادل گرديد . از پى آنان ديگر افراد قومشان به مصر درآمدند . در راه جماعتى كثير از آنان مرده بود . ابن مغولان كمكم
--> [ ( 1 ) ] متن : منماص [ ( 2 ) ] متن : اربدانيه .