ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

597

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

يارانش از او جدا شدند . سپاهيان مصر به دنقله بازگشتند . داود را به شاهى برداشتند و پس از نه ماه كه در راه بودند در سال 689 به مصر مراجعت كردند . بيتمامون به دنقله آمد و داود را كشت و اميرى را كه با ايشان بود نزد سلطان قلاون فرستاد تا او را به صلح ترغيب كند و در عوض آن خراج معين را ادا كند . سلطان بپذيرفت و او نيز آنچه را گفته بود ادا كرد و بر سرير ملك خويش مستقر بماند . و اللّه تعالى اعلم . فتح طرابلس فرنگانى كه در طرابلس بودند پيمان صلح را شكستند و آن نواحى را مورد تاخت و تاز قرار دادند . سلطان از مصر و شام لشكر گرد آورد و آنان را مجهز كرد و آلات محاصره داد و در ماه محرم سال 688 راهى طرابلس شد و منجنيقها نصب كرد و شهر را به جنگ بستد . مدت محاصره سى و چهار روز بود . طرابلس را تاراج كرد و بسيارى را به قتل آورد . بعضى به زورقها نشستند تا خود را برهانند . باد آنان را بار ديگر به سواحل آورد . اينان را نيز گرفتند و كشتند يا اسير كردند . سلطان قلاون فرمان داد آن شهر را خراب كنند و به آتش كشند . سلطان دژها و جنگلگاههاى اطراف را فتح كرد و نگهبانان و عامل شهر را به حصن الاكراد منتقل كرد . سپس دژ ديگرى بنا كرد تا همه به آنجا روند و آن را نيز طرابلس ناميد و اين طرابلس همان است كه امروز هم موجود است . اما تاريخ شهر طرابلس از آغاز فتح اسلامى از اين قرار است : چون معاويه در عهد عثمان بن عفان ( رض ) به حكومت شام منصوب شد ، سفيان بن مخنف الازدى را به طرابلس فرستاد . سفيان شهر را محاصره كرد و گرداگرد آن را بگرفت . مردم شهر به جان آمدند و به دريا گريختند . سفيان شهر را در تصرف آورد و فتحنامه به معاويه نوشت . معاويه هر سال لشكرى به طرابلس مىفرستاد تا به عنوان مرابط حافظ ثغور شام باشند . در عهد عبد الملك مروان بطريقى از روميان نزد او آمد و خواست تا شهر طرابلس را آباد كند و جمعى را در آن سكنا دهد و خراج بپردازد . عبد الملك اجابت كرد . آن رومى اندكى بماند و سپس در حق مسلمانانى كه نزد او بودند غدر ورزيد . عبد الملك ، فرمان دستگيرى او را داد . مىخواست به ديار خود بگريزد . زورقهاى مسلمانان او را در دريا بگرفتند و عبد الملك به قتلش آورد . بعضى گويند وليد بن عبد الملك او را به قتل آورد . از آن پس واليانى از دمشق مأمور طرابلس مىشدند تا نوبت به دولت عبيديان رسيد . آنان طرابلس را تصرف كردند و از سوى خود واليانى مىفرستادند . نخست رمان خادم بود ، سپس سر الدوله ، آنگاه ابو السعاده على بن عبد الرحمان بن جباره ، سپس نزال ، سپس مختار الدولة بن نزال . همهء اينان از وابستگان دولت عبيدى بودند . سپس قاضى شهر امين الدوله ابو طالب حسن بن عمار بر طرابلس استيلا يافت .