ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

30

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

مردم موصل فرستاد و عاقبت بر شهر مستولى گرديد . سلطان ملكشاه خود با لشكرى به بلاد شرف الدوله مسلم بن قريش روى آورد . در اين اوان او از محاصره بيرون آمده بود و در مقابل رحبه لشكرگاه زده بود . سلطان ، مؤيد الملك [ 1 ] پسر نظام الملك را نزد او فرستاد . مؤيد الملك با او ملاطفت كرد . مسلم بن قريش در بوازيج [ 2 ] به ديدار سلطان آمد سلطان او را به قلمروى كه داشت باز گردانيد و خود به جنگ برادرش تكش [ 3 ] - كه پيش از اين از او فرياد كرديم - لشكر در حركت آورد . فتح سليمان بن قتلمش انطاكيه را و خبر از كشته شدن او و كشته شدن مسلم بن قريش و استيلاى تتش بر حلب سليمان بن قتلمش بن اسرائيل بن سلجوق ، قونيه و آق سراى و اعمال آن را از بلاد روم تا شام در تصرف آورد . از سال 358 انطاكيه در دست روميان بود . پادشاه روم در آن زمان كه سليمان بر آن ناحيه لشكر راند ، فردروس بود . اين پادشاه بر لشكر و رعيت ستم مىكرد . حتى فرزند خود را به زندان فرستاد . شحنهء انطاكيه و پسر آن پادشاه چنان نهادند كه شهر را تسليم سليمان كنند . پس در سال 477 او را فرا خواندند . سليمان از راه دريا برفت و در خشكى در نزديكترين نقطه ساحل به انطاكيه فرود آمد . سى هزار سوار و پيادگان بسيار با او بودند . او همچنان از كوهها و دره‌ها بگذشت تا به باروى شهر رسيد . شحنه او را يارى داد تا از بارو فرا رفت و به شهر داخل شد و با مردم شهر نبرد آغاز كرد و بسيارى از آنان را بكشت . سپس بر ايشان ببخشود و قلعه را بگرفت و اموالى بىحساب به غنيمت گرفت . آنگاه به ايشان نيكى كرد و فرمان داد خرابيها را از نو بسازند . پس فتحنامه به سلطان ملكشاه فرستاد . چون سليمان بن قتلمش انطاكيه را فتح كرد ، مسلم بن قريش به او نامه نوشت و اموالى را كه پادشاه انطاكيه براى او مىفرستاده بود طلب نمود و او را از عصيان عليه ملكشاه برحذرداشت . او پاسخ داد كه مسلمان جزيه نمىپردازد . مسلم بيامد و نواحى انطاكيه را غارت كرد . سليمان هم برفت و نواحى حلب را غارت كرد . سپس مسلم بن قريش جماعاتى از عرب و تركمانان گرد آورد و به حوالى انطاكيه رفت سليمان نيز با سپاهى از تركمانان به جانب او راند . دو سپاه در آخر ماه صفر سال 478 به يك ديگر رسيدند . تركمانان جبق [ 4 ] كه همراه مسلم بودند به سليمان گرايش يافتند و عربها منهزم شدند و مسلم بن قريش كشته شد و سليمان به حلب رفت و آنجا را محاصره نمود . شهر حلب به مقاومت پرداخت . ابن الحتيتى [ 5 ] عباسى بزرگ حلب مالى فرستاد و از او خواست درنگ

--> [ ( 1 ) ] متن : مؤيد الكتاب . [ ( 2 ) ] متن : قوارح . [ ( 3 ) ] متن : تتش . [ ( 4 ) ] متن : جق . [ ( 5 ) ] متن : الحشيشى .