ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

29

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

پيوستن بنى جهير به سلطان ملكشاه و حركت فخر الدوله براى فتح ديار بكر در سال 471 فخر الدوله ابو نصر بن جهير از وزارت خليفه المقتدى بامر اللّه معزول شد و اين عزل بدستور نظام الملك انجام گرفت . پسرش عميد الدوله نزد نظام الملك آمد تا او را از پدر خشنود سازد . نظام الملك خشنود شد و نزد خليفه شفاعت كرد . خليفه نيز عميد الدوله را بار ديگر به كار گمارد ولى به فخر الدوله جهير پدرش كارى رجوع نكرد . - و ما در اخبار خلفا از آن سخن گفتيم . المقتدى بامر اللّه در سال 474 ، فخر الدوله جهير را نزد ملكشاه فرستاد تا دختر او را برايش خواستگارى كند . او نيز به اصفهان آمد و دختر را به كابين پنجاه هزار دينار كه هم در حال آن را بپردازد عقد كرد و به بغداد باز گرديد . المقتدى ، پسر فخر الدوله جهير ( عميد الدوله ) را در سال 476 از وزارت عزل كرد . در آن روزها نامه‌اى از نظام الملك رسيد كه از جانب ملكشاه و از جانب خود ، بنى جهير را به اصفهان دعوت كرده بود . آنان نيز با تمام زاد و رود خود به اصفهان حركت كردند . و در دستگاه سلطان مقامهاى ارجمند يافتند . سلطان ملكشاه سرزمين ديار بكر را به فخر الدوله بن جهير داد و سپاهى همراه او كرد كه برود و آنجا را از بنى مروان بستاند و در آنجا به نام خود خطبه بخواند و نام خود بر سكه زند . فخر الدوله نيز با لشكر سلطانى به ديار بكر روان شد . استيلاى ابن جهير بر موصل چون فخر الدولة بن جهير به فتح ديار بكر رفت ، ابن مروان از مسلم بن قريش يارى خواست و در اين باب ميان ايشان شرط و پيمان نهاده شد و براى نبرد با ابن جهير متحد شدند سلطان ، امير ارتق بن اكسك را با لشكرى به يارى ابن جهير فرستاد . ابن جهير به مصالحه رضا داد و امير ارتق به جنگ مايل بود . چون نبرد آغاز شد عربها و كردها گريختند و لشكرگاهشان به تاراج رفت و مسلم بن قريش از معركه جان به در برد و خويشتن به آمد افگند . در آنجا در محاصرهء لشكر واقع شد ، به امير ارتق پيام فرستاد كه مالى از او بستاند و بگذارد كه از آمد بيرون رود . حراست راه خراسان با مسلم بن قريش بود . امير ارتق بپذيرفت امير ارتق از آمد به رقه رفت و ابن جهير به ميافارقين . در آنجا منصور بن مزيد و پسرش صدقه كه با او بودند ، از او جدا شدند و به عراق رفتند و ابن جهير نيز به خلاط رفت . چون سلطان ملكشاه از محاصره شدن مسلم بن قريش در آمد خبر يافت . عميد الدوله را با لشكرى گران به موصل فرستاد . از امراء قسيم الدوله آقسنقر كه بعدها حلب را به اقطاع او داد ، نيز همراه او بود . امير ارتق كه كارش به پايان آمده بود باز مىگشت . چون به عميد الدوله رسيد همراه او شد و به موصل رفت . عميد الدوله پيامهايى همه وعد و وعيد به