ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

577

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

تارح است و از تارح در قرآن به آزر تعبير شده است . ناحور برادر ابراهيم ( ع ) است . گويند كه گرجيان و ارمنها از يك پدرند . ارمينيه به ايشان منسوب است و پايان مساكنشان در بندهاى مجاور حلب است و پايتخت آن سيس است . پادشاهشان نكفور لقب دارد . صاحب اين دربندها در عهد الملك الكامل و صلاح الدين ، قليج بن يون بود . الملك العادل از او يارى طلبيد و او را اقطاع داد و با او در لشكركشيها شركت مىكرد . صلاح الدين نيز با او بر سر بلادى كه در تصرف داشت مصالحه نمود . پادشاهشان در عهد هلاكو و تاتار هيتوم [ ( 1 ) ] پسر قسطنطين بود . شايد از اعقاب يا خويشاوندان قليج بود . چون هلاكو عراق و شام را تصرف كرد ، هيتوم به فرمان او درآمد . هلاكو نيز بر پادشاهيش ابقا نمود و فرمانش داد كه بر بلاد شام حمله برد . نيز فرمان داد كه فرمانرواى تاتار روم او را يارى دهد . هيتوم در سال 662 همراه با بنى كلاب اعراب حلب به جنگ بيرون آمد . الملك الظاهر بيبرس لشكرهاى حماة و حمص را به نبردش گسيل داشت . اينان برفتند و او را منهزم ساخته به بلاد خود بازگرديدند . چون سلطان بيبرس در سال 664 از غزو طرابلس بازگرديد به غزو سيس و بلاد ارمن شد . سرداران سپاه او سيف الدين قلاون و الملك المنصور صاحب حماة بودند . اينان به قصد نبرد رفتند . هيتوم پادشاهشان رهبانيت اختيار كرده بود و پسر خود لئون [ ( 2 ) ] را جانشين خود كرده بود . لئون سپاهى از ارمنها گرد آورد و به جنگ بيرون شد . برادرش و عمش نيز با او بودند . مسلمانان آنان را فرو كوفتند و جمعى را مقتول و جمعى را اسير كردند . برادر و عم او نيز در شمار كشتگان بودند . سپاهيان مسلمان بلادشان را زير پى سپردند و شهر سيس را گرفتند و خراب كردند و با غنايم بسيار و اسيران بسيار بازگشتند . بيبرس از دمشق به استقبالشان رفت و در قارا به آنان رسيد و از ديدار ايشان و پيروزى ايشان سخت شادمان شد . در آنجا رعايا نزد او از اقوامى كه همواره در كوچ هستند شكايت كردند كه اموالشان را غارت مىكنند و فرزندانشان را اسير كرده به فرنگان عكا مىفروشند . بيبرس فرمان قلع و قمع ايشان داد . همگان به دست سپاهيان او منكوب شدند . برخى كشته و برخى اسير شدند يا به بردگى افتادند . آنگاه سلطان بيبرس به مصر رفت و لئون بن هيتوم پادشاه ارمن را آزاد كرد و خواست با او مصالحه كند . لئون را در مصر نگهداشت . پدرش براى فديهء رهايى او اموال و دژهاى بسيار تقديم كرد . بيبرس نپذيرفت و گفت شرط رهايى او منوط به آزادى امرايى است كه هلاكو از زندان حلب گرفته است يعنى : سنقر الاشقر و ياران او . هيتوم در اين باب به هلاكو پيام فرستاد . هلاكو نيز زندانيان را نزد او روانه كرد . بيبرس در نيمه شوال پسر خود را بفرستاد ، تا آن قلعه‌ها كه در فديه تقديم شده بود تحويل

--> [ ( 1 ) ] متن : هيثوم . [ ( 2 ) ] متن : كيقومن .