ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

576

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

كردند . آنگاه لشكر به ارسوف برد . در آغاز ماه جمادى الاخر ارسوف را در محاصره گرفت و به جنگ بگشود و فرنگانى را كه در آنجا بودند اسير كرد . سپس لشكر به كرك كشيد . باروها را ميان امراى لشكر خود تقسيم كرد و آنان باروها را ويران نمودند . بيبرس همهء قرا و املاك و اراضى آن نواحى را ميان امرايى كه با او بودند تقسيم كرد . شمارشان پنجاه و دو تن بود و فرمان هر ناحيه به نام يكى نوشت و به مصر بازگرديد . بيبرس در راه از هلاكت هلاكو پادشاه مغول خبر يافت . مرگ او در ربيع الاخر 664 واقع شد و خبر يافت كه پسرش اباقا به جاى او نشسته است . در اين ايام ميان اباقا و بركه صاحب سرزمينهاى شمالى فتنه‌ها برخاست . چون بيبرس به مصر وارد شد نخست شمس الدين سنقر الرومى را بگرفت و حبس كرد . پيش از آنكه سفر رزمى خود را آغاز كند ميان عيسى بن مهنا و [ زامل بن على ] امير عرب فتنه‌اى بود و زامل به هلاكو پيوسته بود . اينك از بيبرس امان خواست . بيبرس او را امان داد و او به ميان قوم خود بازگرديد . و اللّه تعالى اعلم . جنگ طرابلس و فتح صفد طرابلس از آن فرنگان بود . بوهموند شاهزدهء انطاكى [ ( 1 ) ] در آنجا فرمان مىراند انطاكيه را نيز در تصرف داشت . به سلطان بيبرس خبر رسيد كه او بسيج جنگ كرده است . علم الدين باشقرد با او به مقابله پرداخت و منهزم شد و بسيارى از مسلمانان به شهادت رسيدند . سلطان ، خود آمادهء غزا شد و در ماه شعبان سال 664 از مصر در حركت آمد و پسر خود الملك السعيد على را در كفالت عز الدين ايدمر الحلبى در قلعه نهاد . بيبرس پسر خود السعيد را در سال 662 وليعهد خود كرده بود . چون به غزه رسيد به سردارى سيف الدين قلاون و ايدغدى العزيزى لشكرى روانه كرد . او در قليعات و حلبا و عرق از حصون طرابلس با دشمن مصاف داد تا از او امان خواستند . لشكر سلطان همچنان برفت تا به صفد رسيد . ده روز صفد را در محاصره داشت . در بيستم رمضان همان سال صفد را بگرفت و فرنگانى را كه در آنجا بودند گرد آورد و قتل عام كرد . آنگاه در آنجا جمعى از لشكريان را به نگهبانى نهاد و ارزاق ايشان بر ديوان عطا نوشت و به دمشق بازگرديد . و اللّه تعالى اعلم . حركت لشكرها به جنگ ارمن ارمنها از فرزندان برادر ابراهيم ( ع ) هستند . از فرزندان قوميل بن ناحور و ناحور پسر

--> [ ( 1 ) ] متن : سمند بن برنس الاشتر