ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
575
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
و سنجر الحلبى را به جاى خود در مصر نهاد . در غزه مادر الملك المغيث فتح الدين عمر ، صاحب كرك ، به ديدار او آمد و از او براى پسرش امان طلبيد تا در حضور او آيد . بيبرس اجابت كرد و به بيسان رفت . المغيث به ديدار او شتافت . چون رسيد بگرفتش و در حال او را با اقسنقر الفارقانى به قاهره فرستاد . سپس در مصر به قتل آورد . بيبرس ، عز الدين ايدمر را بر كرك امارت داد و نور الدين بيسرى الشمسى را فرستاد تا مردم كرك را امان دهد و كارهاى آنجا را سامان بخشد و خود در طور به انتظار او بماند . چون نور الدين بازگرديد به قدس رفت و فرمان داد مسجدش را عمارت كنند . آنگاه به مصر بازگرديد . در مصر از وفات صاحب حمص الملك الاشرف موسى بن الملك المنصور ابراهيم بن الملك المجاهد شيركوه بن ناصر الدين محمد بن اسد الدين شيركوه خبر يافت . اين خاندان حمص را از نياكان خود به ارث برده بودند . نور الدين الملك العادل حمص را به جد ايشان اسد الدين اقطاع داده بود . و حمص همواره در دست ايشان بود . تا آنگاه الملك الناصر يوسف صاحب حلب در سال 646 آن را بستد و تل باشر را در عوض او بداد و بار ديگر هلاكو حمص را به ايشان بازگردانيد . و الملك الظاهر نيز او را در مقام خود ابقا كرد . چون الملك الاشرف موسى در سال 661 بمرد ، حمص به دست بيبرس افتاد و فرمانروايى خاندان ايوبى در آن سرزمين منقرض شد . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . هزيمت تتر در بيره و فتح قيساريه و ارسوف بعد از آن سپاهيان مغول به سردارى يكى از امرايشان در سال 663 بازگشتند و بيره را محاصره كردند و منجنيقها برپا نمودند . سلطان بيبرس نيز لشكرى با لوغان از امراى ترك روان داشت . اين لشكر در ماه ربيع الاول اين سال در حركت آمد . بيبرس خود نيز از پى آن برفت ، تا به غزه رسيد . چون به بيره رسيدند ، مغولان شهر را محاصره كرده بودند . ولى شكست خورده برفتند و بنه و خيمههاى خود بگذاشتند . سپاه بيبرس همه را به غارت برد . سلطان بيبرس پس از اين پيروزى ، از غزه عازم قيساريه گرديد . قيساريه در دست فرنگان بود . سلطان در دهم ماه جمادى الاولاى اين سال در كنار شهر فرود آمد و منجنيقها برپا نمود و مردم را به جنگ فراخواند و ناگهان حمله آورد . نگهبانان و مردم شهر به قلعه گريختند . بيبرس پنج روز قلعه را محاصره كرد و به جنگ تصرف نمود . فرنگان بگريختند . بيبرس با جماعتى از لشكريان خود اعمال قيساريه را به باد غارت داد و لشكر به حيفا فرستاد لشكريان او حيفا را نيز به جنگ بستدند . به مدت يك روز يا كمتر از يك روز شهر و قلعه را ويران