ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

567

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

استيلاى مغولان بر شام و انقراض دولت بنى ايوب سپس حركت قطز با لشكر و بازگرفتن شام از دست مغولان و هزيمت ايشان و قرار گرفتن شام در دست تركان در سال 658 هلاكو از فرات گذشت و الملك الناصر يوسف و برادرش الملك الظاهر به تيه گريختند و الملك المنصور صاحب حماة و جماعت مماليك بحرى كه با او در باديه نزد اعراب بودند به مصر رفتند و هلاكو شهرهاى شام را يكى پس از ديگرى گرفت و باروها را ويران كرد و بر هر شهر از جانب خود شحنه‌اى گماشت . سران مماليك بحرى را كه در حبس بودند ، سنقر الاشقر و سكز و برامق را آزاد كرده به خدمت خود گرفت . به سبب اختلافى كه ميان برادرانش افتاده بود به عراق بازگشت و كتبوقا يكى از امراى بزرگ خود را با دوازده هزار سپاهى در عراق نهاد . در حلب بود كه الملك الاشرف موسى بن [ ( 1 ) ] ابراهيم بن شيركوه صاحب حمص نزد او آمد . هلاكو او را بر دمشق و ديگر شهرهاى شام امارت داد . بدان هنگام كه الملك الناصر يوسف به مصر مىرفت ، او خود را به كنارى كشيده بود . آنگاه الملك الناصر يوسف با پسرش الملك العزيز نزد هلاكو رفتند و او در باب فرستادن لشكر شام براى دفع لشكريان مصر از شام با او مشورت كرد . الملك الناصر مصريان را در نظرش بس حقير جلوه داد . او نيز كتبوقا را با يارانش بدين نبرد نامزد كرد . كتبوقا به سوى قلعه دمشق كه قلعه‌اى استوار بود لشكر برد و آن را محاصره كرد و به جنگ بگشود و نايب آن بدر الدين بربدك ( ؟ ) را بكشت و در مرج دمشق لشكرگاه زد . بعضى از ملوك فرنگان كه در ساحل بودند نزد او آمدند . الملك الظاهر برادر الملك الناصر فرمانرواى صرخد نزد او آمد ، كتبوقا او را بار ديگر به مقر فرمانرواييش بازگردانيد . الملك المغيث صاحب كرك نيز پسر خود الملك العزيز را نزد او فرستاد تا اظهار فرمانبردارى كند . كتبوقا او را نيز بپذيرفت و اكرام كرده نزد پدر بازگردانيد . سپاهيان مصر گرد آمدند و الملك المظفر قطز ، عربها و تركمانان را گرد آورد و آنان را عطا داد و آمادهء پيكار كرد . كتبوقا نزد قطز كس فرستاد كه به فرمان هلاكو درآيد و در مصر بر سر امارت خويش باقى بماند . قطز گردن رسولان او را بزد و آهنگ شام نمود تا با دشمن مصاف دهد . الملك المنصور صاحب حماة و برادرش الملك الافضل نيز با او بودند . كتبوقا با سپاه مغول همراه با الملك الاشرف موسى بن المنصور صاحب حمص و الملك السعيد حسن بن الملك العزيز عثمان بن العادل صاحب صبيبه بيامد . قطز نزد آن دو رسول فرستاد تا آنان را به خود گرايش دهد . الملك السعيد بن العزيز رسول را پاسخى درشت داد . دو سپاه

--> [ ( 1 ) ] متن : الاشرف ابراهيم .