ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

543

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

به الملك الصالح ايوب رسيد . او خود در دمشق بود و لشكرش در حمص . الملك الصالح شتابان به مصر بازگرديد . فخر الدين بن الشيخ نيز با لشكر خود بيامد و پس از او در منصوره فرود آمد . الملك الصالح در راه بيمار شده بود . و اللّه تعالى اعلم . استيلاى الملك الصالح بر كرك ميان الملك الصالح ايوب و الملك الناصر داود و پسر عمويش الملك المعظم از پيش دشمنى بود و از محبوس شدن الملك الناصر در كرك سخن گفتيم . چون الملك الصالح ايوب دمشق را تصرف كرد با اتابك خود فخر الدين يوسف بن الشيخ لشكرى به محاصرهء كرك فرستاد . او نيز در سال 644 برفت و كرك را محاصره كرد . اتابك فخر الدين را الملك العادل ابو بكر حبس كرده بود و الملك الصالح ايوب او را از حبس آزاد كرده بود و از آن پس ملازم خانهء او شده بود و اينك در سال 644 او را به محاصرهء كرك بسيج كرده بود . اتابك فخر الدين كرك را در محاصره گرفت و اعمال و نواحى آن را ويران كرد . الملك الناصر داود كه سخت ناتوان شده بود نزد الملك الناصر يوسف صاحب حلب رفت و به دو پناه برد و اين بعد از آن بود كه ذخيرهء خود را نزد المستعصم باللّه فرستاد و او نيز وصول آن را اعلام داشته بود . الملك الناصر داود به هنگامى كه به حلب مىرفت پسر خود الملك المعظم عيسى را به جاى خود نهاد . او خردترين فرزندان او بود . برادران بزرگترش الملك الامجد حسن و الملك الظاهر شادى به خشم آمدند و او را دربند كردند و در سال 646 خود را به الملك الصالح ايوب رسانيدند . او در منصوره در برابر فرنگان مىجنگيد . كرك و شوبك را تسليم وى كردند . الملك الصالح بدر الصوابى را به امارت كرك و شوبك فرستاد و آن دو برادر را از مصر اقطاع بخشيد . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . وفات الملك الصالح ايوب صاحب مصر و شام و سرور ملوك ترك در مصر و حكومت پسرش تورانشاه و هزيمت فرنگان و اسارت پادشاهشان الملك الصالح نجم الدين ايوب بن الكامل در سال 647 در منصوره ، بدان هنگام كه روبروى فرنگان به جنگ ايستاده بود ، از اين جهان رخت بربست . دولتمردان او كه از فرنگان بيمناك بودند مرگ وى را پنهان داشتند . كنيز ام ولد او شجرة الدر زمام امور را به دست گرفت و امراى او را گرد آورد و حسام الدين على هدبانى را كه در مصر بود از واقعه آگاه كرد . او نيز امرا را فراخواند و قويدل ساخت و آنان را به وفادارى سوگند داد . اتابك فخر الدين بن الشيخ نيز خبر به الملك المعظم تورانشاه فرستاد و او را از حصن كيفا كه مقر فرمانرواييش بود فرا