ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

544

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

خواند . آنگاه خبر وفات الملك الصالح پراكنده شد و فرنگان به قتال مسلمانان آزمند شدند و به لشكرگاه ايشان حمله آوردند . مسلمانان شكست خوردند و اتابك فخر الدين كشته شد ، اما به خواست خداوند بار ديگر مسلمانان حمله آوردند و فرنگان منهزم شدند . الملك المعظم تورانشاه به مدت سه ماه يا بيشتر از حصن كيفا بيامد . مسلمانان با او بيعت كردند و گرد او را گرفتند و در قتال با فرنگان پاى فشردند و كشتيهايشان بر كشتيهاى دشمن غلبه يافتند . فرنگان پيشنهاد كردند كه دست از محاصرهء دمياط برمىدارند به شرطى كه قدس در عوض به ايشان واگذار شود ، ولى مسلمانان اين پيشنهاد را نپذيرفتند . مسلمانان گروههايى از لشكريان خود را بر سر ايشان مىفرستادند و اينجا و آنجا دستبرد مىزدند تا عاقبت مجبور به بازگشت شدند . مسلمانان از پى ايشان تاخت آوردند . فرنگان بترسيدند و پاى به گريز نهادند . پادشاهشان رىدوفرانس كه فرانسيس نام داشت به اسارت افتاد و بيش از سى هزار تن از ايشان به قتل رسيد . فرانسيس را در خانه‌اى كه به خانهء فخر الدين بن لقمان معروف بود حبس كردند و خادم صبيح المعظمى را موكل آن ساختند . آنگاه الملك المعظم تورانشاه لشكر مصر را به مصر بازگردانيد . و اللّه تعالى اعلم . كشته شدن الملك المعظم تورانشاه و حكومت شجرة الدر و آزاد شدن فرنسيس در دمياط چون با الملك المعظم تورانشاه بيعت شد ، او را خاصگانى از مماليك بود كه با او از حصن كيفا به مصر آمده بودند . تورانشاه ايشان را بر موالى پدرش مسلط ساخت . از اين رو جماعتى از ايشان منكوب شدند و جماعتى نيز بىكار و مهمل افتادند . الملك الصالح ايوب را گروهى از مماليك بود كه به مماليك بحرى شهرت داشتند زيرا آنان را در مكانى روبروى مقياس نيل جاى داده بود . سرور اينان بيبرس بود . بيبرس همان بود كه الملك الصالح ايوب او را به جنگ خوارزميان فرستاد و اين به هنگامى بود كه ايشان با عم او الملك الصالح اسماعيل فرمانرواى دمشق به نبرد او آمده بودند . ما پيش از اين در اين باره سخن گفتيم . چندى بعد الملك الصالح ايوب خوارزميان را به خود گرايش داد . و آنان به دو پيوستند و همراه لشكر او بر لشكر دمشق و فرنگان حمله آوردند و ايشان را منهزم ساختند و دمشق را محاصره نمودند و در تصرف آوردند . آنگاه بيبرس از الملك الصالح برميد و كنارى جست . در سال 644 الملك الصالح ايوب براى او امان‌نامه فرستاد و به مصرش آورد و به سبب نقارى كه با او داشت به زندانش فرستاد ، سپس آزادش نمود . يكى ديگر از خواص الملك الصالح قلاون الصالحى بود . قلاون در زمرهء مماليك قراسنقر مملوك الملك العادل بود كه چون الملك العادل در سال 645 درگذشت قلاون به ارث به الملك الصالح رسيد .