ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
542
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
جمال الدين بن مطروح را امارت دمشق داد سپس خود در سال 645 راهى دمشق شد و هدبانى را به جاى خود در مصر نهاد . چون به دمشق رسيد فخر الدين بن الشيخ ، لشكر به عسقلان و طبريه برد و مدتى آن دو را در محاصره داشت سپس بر فرنگان غلبه يافت و عسقلان و طبريه را بگشود . در خلال اين احوال الملك المنصور صاحب حماة ، در دمشق به ديدار الملك الصالح ايوب ، آمد . پدرش الملك المظفر تقى الدين محمود در سال 643 درگذشته بود و الملك المنصور محمد فرزند او به جايش نشسته بود . همچنين الملك الاشرف موسى صاحب حمص نيز به دمشق آمده پدرش الملك المنصور ابراهيم در سال 644 به هنگامى كه قصد رفتن به مصر و ديدار با الملك الصالح ايوب را مىداشت در دمشق وفات كرده بود . پس از او پسرش مظفر الدين موسى كه الملك الاشرف لقب يافت بجاى او قرار گرفت . در سال 646 سپاه حلب به سردارى لؤلؤ ارمنى بيامد و حمص را دو ماه محاصره نمود و آن را از الملك الاشرف موسى بستد و در عوض تل باشر از قلاع حلب را با رحبه و تدمر به او داد . اين دو شهر نيز با حمص در تصرف او بودند . الملك الصالح ايوب چون اين خبر بشنيد به خشم آمد و از مصر راهى دمشق شد و به سردارى حسام الدين على هدبانى و فخر الدين بن الشيخ لشكر به حمص فرستاد . اينان مدتى حمص را در محاصره داشتند در اين احوال رسول خليفه المستعصم باللّه نزد الملك الصالح آمد و شفاعت كرد ، او نيز فرمان داد كه سپاهيانش دست از محاصره بدارند . آنگاه جمال الدين يغمور را امارت دمشق داد و ابن مطروح را عزل نمود . و اللّه تعالى اعلم . استيلاى فرنگان بر دمياط افرنسه امتى عظيم است از افرنج . ظاهرا آنان اصل افرنج باشند زيرا افرنجه همان افرنسه است كه به هنگام تعريب سين آن به جيم بدل شده است . پادشاهشان از بزرگترين پادشاهان اين عصر است . او را رى دو فرانس [ ( 1 ) ] مىگويند و رى در زبان ايشان به معنى شاه است . اين پادشاه عزم بلاد سواحل شام نمود و از همان راه و به همان نيت كه پادشاهان پيشين آن ديار آمده بودند بيامد . چون لشكر خود بسيج كرد با پنجاه هزار جنگجو به كشتيها سوار شدند و به قبرس آمد . زمستان را در قبرس ماند . سپس در سال 647 راهى دمياط گرديد . الملك الصالح ايوب ، بنى كنانه را به حفاظت دمياط گماشته بود . چون در برابر مهاجمان ياراى پايداريشان نبود بگريختند و پادشاه فرانسه دمياط را تصرف كرد . اين خبر
--> [ ( 1 ) ] متن : رى الافرنس .