ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
526
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
عماد الدين زنگى برد . در اين نبرد بدر الدين پيروز گرديد و عماد الدين به اربل نزد مظفر الدين گريخت . در اين حال از سوى خليفه الناصر لدين اللّه و الملك الاشرف رسولان بيامدند و ميان دو طرف صلح برقرار كردند و پيمانها بستند و بر آن سوگندها خوردند . چندى بعد عماد الدين زنگى به قلعهء كواشى حمله برد و آن را تصرف آورد . بدر الدين لؤلؤ نزد الملك الاشرف كه در حلب بود كس فرستاد و از او يارى طلبيد . الملك الاشرف به يارى او از فرات گذشته به حران آمد ولى عواملى پيش آمد كه او را از سرعت در كار بازداشت . مظفر الدين كوكبرى نزد ملوك اطراف كس فرستاده بود و آنان را به طاعت كيكاوس بن كيخسرو بن قلج ارسلان فرمانرواى روم ترغيب مىكرد تا به نام او خطبه بخوانند و اين كيكاوس با الملك الاشرف دشمنى داشت و بر سر منبج با او منازعت داشت . همچنين نزد امرايى كه با اشرف بودند پيام فرستاد تا ايشان را به خود گرايش دهد . بعضى از آنان نيز دعوت او اجابت كردند . از آن جمله احمد بن على بن المشطوب - كه در دمياط با الملك الكامل چنان كرد - و عز الدين محمد بن بدر [ ( 1 ) ] الحميدى از الملك الاشرف جدا شدند و در دنيسر در نزديكى ماردين گرد آمدند تا از حركت الملك الاشرف به موصل براى يارى بدر الدين مانع آيند . چون اينان چنان كردند ، الملك الاشرف نيز صاحب حصن كيفا و آمد را به سوى خود جلب كرد و شهر حانى [ ( 2 ) ] و جبل جور [ ( 3 ) ] را به او داد و گفت اگر دارا را تصرف كند آن را نيز به او دهد . چون صاحب كيفا و آمد بيامد آن ديگران را نيز در عزم سستى پديد آمد و به تبع او به فرمان الملك الاشرف بازگشتند و آن جمع پريشان شد و هر ملكى به قلمرو خود بازگرديد ، ابن المشطوب به اربل رفت و بر نصيبين گذشت . سپاهيانى كه در نصيبين بودند با او جنگيدند و منهزمش كردند و افرادش را پراكنده ساختند . ابن المشطوب بر سنجار گذشت . فرخ شاه بن زنگى بن مودود جمعى را از پى او فرستاد . اسيرش كرده ببردند ، فرخ شاه در طاعت الملك الاشرف بود . چون ابن المشطوب را نزد فرخ شاه به سنجار بردند او را بر ضد الملك الاشرف برانگيخت . او نيز آزادش كرد . ابن المشطوب با جماعتى از مفسدين به بقعا از اعمال موصل رفت و آنجا را تاراج كرده به سنجار آورد . بار ديگر براى حمله و غارت به اعمال موصل جماعتى را بسيج كرد . لؤلؤ نيز در تل اعفر از اعمال سنجار لشكرى به كمين او نشاند . چون بر ايشان گذشت با او به جنگ پرداختند . ابن المشطوب به تل اعفر گريخت . بدر الدين لؤلؤ او را به مدت يك ماه يا حدود يك ماه محاصره كرد و در اواسط ماه ربيع الاخر سال 617 تل اعفر را بگرفت و ابن المشطوب را در حران حبس كرد . ابن المشطوب همچنان در حبس بود تا در ماه ربيع الاخر سال 619 جهان را بدرود گفت . چون جمع ملوك پراكنده شد . الملك الاشرف از حران به محاصره ماردين رفت .
--> [ ( 1 ) ] متن : نور الدين . [ ( 2 ) ] متن : جانين . [ ( 3 ) ] متن : جودى .