ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
524
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
حركت صاحب بلاد روم به حلب و انهزام او و داخل شدنش در فرمان الملك الاشرف پيش از اين گفتيم كه چون الملك الظاهر غازى بن صلاح الدين صاحب حلب و منبج در سال 613 درگذشت پسر خردسالش الملك العزيز غياث الدين محمد در كفالت شهاب الدين طغرل خادم و مملوك پدرش الملك الظاهر به حكومت برگزيده شد . شهاب الدين طغرل مردى نيكسيرت بود و دادگر . به مال رعيت چشم طمع نداشت و از سعايت ساعيان گوش فرو مىبست . در حلب دو تن از اشرار بودند كه در نزد الملك الظاهر بسيار سعايت مىكردند و او را بر ضد مردم برمىانگيختند و مردم از ايشان رنجهاى فراوان ديدند . شهاب الدين طغرل آن دو را با ديگر بدكاران شرور از درگاه خود دور كرد و بازار آن دو را كساد نمود . از آن پس مردم زبان به بدگويى و دشنام آن دو گشودند . آن دو به بلاد روم رفتند و فرمانرواى آن بلاد عز الدين كيكاوس بن كيخسرو را به تصرف حلب و بلاد آن سوى آن تحريض كردند . كيكاوس ديد كه اين كار ميسر نمىشود مگر اينكه يكى از خاندان ايوب را پيش اندازد تا مردم از او فرمان ببرند . الملك الافضل بن صلاح الدين در سميساط بود . از خشم برادرش الملك الظاهر و عمش الملك العادل كه متصرفات او را از وى گرفته بودند به اطاعت عز الدين كيكاوس بن كيخسرو درآمد . كيكاوس او را گفت لشكر به حلب برد و هر چه از آن بلاد تصرف كند از آن الملك الافضل باشد ولى خطبه و سكه به نام كيكاوس . آنگاه با همين شرط به بلاد الملك الاشرف در جزيره ، يعنى حران و رها و متعلقات آن لشكر برند . بر اين شرط پيمان بستند و سوگند خوردند و لشكرها گرد آوردند و در سال 615 در حركت آمدند و قلعهء رعبان را گرفتند . سپس به سوى تل باشر لشكر بردند . اين قلعه از آن پسر بدر الدين دلدرم [ ( 1 ) ] ياروقى [ ( 2 ) ] بود . نخست محاصرهاش كردند و بر مردم . آن سخت گرفتند . چون به تصرف درآمد كيكاوس آن را از آن خود كرد . الملك الافضل و مردم شهر بيمناك شدند كه مباد در حلب نيز چنين كند . شهاب الدين طغرل كفيل و سرپرست الملك العزيز پسر الملك الظاهر مقيم قلعهء حلب بود و از بيم دشمنان از آنجا فرود نمىآمد . الملك الاشرف پسر الملك العادل ، صاحب بلاد جزيره و خلاط را پيام داد كه اگر بيايد از او فرمان خواهد برد و خطبه و سكه به نام او خواهد كرد و از اعمال حلب هر چه خواهد از آن خود كند . او نيز لشكر گرد آورد و در سال 615 به سوى او لشكر در حركت آورد . جماعتى از اعراب نيز به او پيوستند . الملك الاشرف در خارج شهر حلب فرود آمد . كيكاوس و الافضل از تل باشر به منبج رفتند الاشرف نيز به منبج راند
--> [ ( 1 ) ] متن : ارزم . [ ( 2 ) ] متن : باروقى .