ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

505

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

خواستند و گفتند تبنين را به ايشان تسليم خواهند كرد . يكى از بزرگانشان گفت كه اينان غدر مىورزند . از اين رو بار ديگر مردم تبنين به مقاومت پرداختند تا العزيز به عسقلان رسيد . فرنگان از شنيدن اين خبر مضطرب شدند زيرا پادشاهى نداشتند و كارها به دست كشيش كنراد [ ( 1 ) ] از ياران پادشاه آلمان بود و فرمانروايشان زنى بود . اين زن زوجهء هانرى بود . فرنگان نزد پادشاه قبرس كس فرستادند و او را فراخواندند . نام پادشاه قبرس نيز هانرى بود ، برادر همان پادشاه بود كه مسلمانان در حطين اسيرش كرده بودند . چون بيامد ملكهء خود را به او به زنى دادند . چون الملك العزيز عثمان از عسقلان به جبل خليل رفت و بر فرنگان مشرف شد و جنگ را تدارك ديد ، فرنگان به صور و سپس به عكا بازگشتند . مسلمانان به لجون [ ( 2 ) ] فرود آمدند . امراى الملك العزيز سخت در اضطراب افتادند . جماعتى از ايشان چون ميمون قصرى و قراسنقر و حجاف [ ( 3 ) ] و ابن مشطوب و چند تن ديگر عزم آن كردند كه بر العزيز و مدبر امور دولتش فخر الدين چركس غدر ورزيده عصيان كنند . چون العزيز چنان ديد شتابان به مصر بازگرديد . در اين هنگام الملك العادل با فرنگان صلح كرد و در ماه شعبان همان سال پيمان صلح بسته شد . العادل به دمشق رفت و از آنجا به ماردين رفت و ما در اخبار او خواهيم آورد . و اللّه تعالى اعلم . وفات طغتكين بن ايوب در يمن و حكومت پسرش اسماعيل سپس سليمان بن تقى الدين شاهنشاه گفتيم كه سيف الاسلام طغتكين بن ايوب در سال 578 بعد از وفات برادرش شمس الدوله توران شاه و اختلاف نواب او در يمن در آن سرزمين امارت يافت و بر آن استيلا جست و در زبيد فرود آمد و در آنجا بماند تا در ماه شوال سال 593 درگذشت . طغتكين بن ايوب مردى بد سيرت و ستمگر بود و به اموال رعيت دست تطاول دراز مىكرد . چون در يمن كارش بالا گرفت قصد تسخير مكه نمود . خليفه الناصر لدين اللّه به برادر او صلاح الدين نوشت كه او را از اين كار منع كند . صلاح الدين نيز او را منع كرد . چون سيف الاسلام طغتكين درگذشت ، پسرش الملك المعز اسماعيل بن طغتكين به جايش نشست . اسماعيل مردى گول و بىخرد بود . چنان كه مدعى شد كه از بنى اميه است و دعوى خلافت كرد و جامهء سبز پوشيد . عمش او را ملامت كرد و توبيخ نمود ولى او نپذيرفت و بر

--> [ ( 1 ) ] متن : جنصكير . [ ( 2 ) ] متن : البحور . [ ( 3 ) ] متن : حجاب .