ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
497
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
صلاح الدين گروههايى از لشكر خود را از بيت المقدس براى تاراج و قطع آذوقه بر سر فرنگان مىفرستاد . آنان اموالى به غنيمت مىگرفتند و باز مىگشتند . كشته شدن مركيس و نشستن هانرى [ ( 1 ) ] به جاى او صلاح الدين نزد سنان سركردهء اسماعيليه در شام كس فرستاد و از او خواست با گرفتن ده هزار دينار مركيس و پادشاه انگليس را بكشد . اسماعيليان قتل پادشاه را صلاح خود نمىدانستند ، زيرا اگر او از ميان برداشته مىشد صلاح الدين فراغتى مىيافت و به سر وقت ايشان مىرفت . از اين رو دو مرد در جامهء راهبان به كشتن مركيس معين كردند . اين دو به صاحب صيد او ابن بازران صاحب رمله پيوستند و شش ماه نزد آنان ماندند و به عبادت تظاهر مىكردند تا مركيس با آنان انس گرفت . روزى اسقف صور مركيس را به مهمانى دعوت كرد . اين دو بناگاه برجستند و او را مجروح كردند . يكى از آن دو بگريخت و در كليسا پنهان شد . مركيس را كه جراحتى سخت برداشته بود به كليسا بردند . آن باطنى كه به كليسا گريخته بود بار ديگر حمله كرد و او را بكشت . فرنگان قتل او را به پادشاه انگليس نسبت دادند و گفتند مىخواهد سراسر سواحل شام را در تصرف خود داشته باشد . چون مركيس كشته شد رئيس فرنگانى كه از آن سوى دريا آمده بودند ، يعنى هانرى پسر خواهر پادشاه فرانسه و پسر برادر پدرى پادشاه انگليس شهر را گرفت و همان شب با ملكه عروسى كرد و چون پادشاه انگليس بازگشت عكا و ديگر بلاد را در تصرف آورد و تا سال 594 زندگى كرد . تا روزى از بام بيفتاد و بمرد . چون پادشاه انگليس به بلاد خود بازگرديد هانرى نزد صلاح الدين كس فرستاد و او را به صلح دعوت كرد و از او خلعت خواست . صلاح الدين براى او خلعت فرستاد و او آن خلعت را در عكا بر تن پوشيد . و اللّه تعالى اعلم . حركت فرنگان به قدس چون صلاح الدين به قدس رفت خبر يافت كه تقى الدين عمر پسر برادرش شاهنشاه درگذشته و پسرش ناصر الدين محمد بر بلاد جزيره مستولى شده است . قلمرو او حران و رها و سميساط و ميافارقين و حانى [ ( 2 ) ] بود . او نزد صلاح الدين كس فرستاد و از او خواست كه آن اعمال را در دست وى باقى گذارد و افزون بر آن متصرفات پدرش در شام را نيز به او دهد . صلاح الدين صلاح نديد كه بلادى آنچنان را به دست كودكى نو رسيده بسپارد . الملك الافضل على بن صلاح الدين ، از پدر خواست كه اعمال تقى الدين را به او دهد و دمشق را از او بستاند صلاح الدين بپذيرفت و فرمان داد كه بر سر اعمال خود رود . صلاح الدين به ملوك بلاد شرقى
--> [ ( 1 ) ] متن : كندهرى . [ ( 2 ) ] متن : ارجان .