ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
492
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
بكتمر ، مجد الدين بن رشيق [ ( 1 ) ] وزير شاه ارمن [ ( 2 ) ] را دربند كرده بود و در قلعهاى در آنجا بازداشته بود . چون در اين نبرد منهزم شد به والى آن قلعه نوشت كه او را بكشد . اين نامه به هنگامى رسيد كه تقى الدين قلعه را محاصره كرده بود . چون قلعه را بگرفت . ابن رشيق را آزاد كرد و سپس به خلاط رفت و آن را در محاصره گرفت . مدافعان شهر نيك پايدارى كردند چون پيروزى حاصل نكرد به ملازگرد لشكر برد و آنجا را محاصره نمود تا مردم امان خواستند تقى الدين بر ايشان مدتى معين كرد كه شهر را تسليم كنند . قضا را بيمار شد و دو روز پيش از به پايان رسيدن مدت بمرد . پسرش جسد او را به ميافارقين برد و در آنجا به خاك سپرد . با مرگ او بكتمر بازگرديد و كارش بالا گرفت . و اللّه تعالى اعلم . رسيدن يارى به فرنگان از جانب مغرب از فرنگان آن سوى دريا ، براى همكيشانشان كه عكا را محاصره كرده بودند پىدرپى مدد مىرسيد . نخستين كسى كه آمد فليپ پادشاه فرانسه بود و او به نسب از همه شريفتر بود ، هر چند كه كشورى پهناور نداشت . ابن اثير چنين مىگويد و مرادش اين است كه او در اين ايام مردى نيرومند بود زيرا در حقيقت ، پادشاه فرنگان او بود و از جهت شمار سپاهيان و بسيارى ساز و برگ بر همه برترى داشت . فليپ در دوازدهم ربيع الاول سال 587 [ ( 3 ) ] با كشتيهايى عظيم پر از جنگجويان و اسلحه برسيد و فرنگانى كه عكا را محاصره كرده بودند بسى قويدل شدند . صلاح الدين در اين ايام در شفرعم [ ( 4 ) ] بود ، نزديك به لشكرگاه فرنگان . هر روز سوار مىشد و بر ايشان تاخت مىآورد تا آنان را به خود مشغول دارد و نگذارد به شهر دستاندازى نمايند . صلاح الدين نزد امير اسامه فرمانرواى بيروت كس فرستاد و از او خواست كه چند كشتى و زورق به بندر عكا بفرستد تا فرنگان را از ديگر سو به خود مشغول دارند . او نيز كشتيهاى خود را بفرستاد . كشتيهاى او با پنج كشتى از كشتيهاى پادشاه انگلستان روبرو شد . اين كشتيها را پيشاپيش فرستاده بود و خود در جزيرهء قبرس مانده بود بدين طمع كه آن را در تصرف آورد . مسلمانان آن پنج كشتى را با هر چه در آنها بود به غنيمت بردند . فرمان صلاح الدين به ديگر حكام و نواب او نيز برسيد . آنان نيز كشتيهايى به سواحل عكا روانه داشتند چنان كه آن سواحل پر از كشتى شد . فرنگان منجنيقها نصب كردند و در چهارم جمادى - الاولى جنگ آغاز كردند . صلاح الدين به لشكرگاه خود كه نزديك فرنگان بود آمد تا از شدت حملهء فرنگان به شهر بكاهد . چون پادشاه انگلستان از جزيرهء قبرس فراغت يافت و آنجا را تصرف كرد پادشاهش را عزل كرد و با بيست و پنج كشتى پر از مردان و اموال و اسلحه در نيمهء رجب به عكا رسيد . او در ميان راه به چند كشتى از مسلمانان رسيد كه با هفتصد جنگجو
--> [ ( 1 ) ] متن : رستق . [ ( 2 ) ] متن : شاكرين . [ ( 3 ) ] متن : 584 . [ ( 4 ) ] متن : معمر عمر .