ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
466
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
هزيمت فرنگان و فتح طبريه سپس عكا چون داويه و اسبتاريه در صفوريه منهزم شدند و مسلمانان با غنايم بسيار بر كنت ريموند در طبريه گذشتند و خبر اين پيروزى به صلاح الدين رسيد به لشكرگاه خود كه پسرش فرماندهى آن را بر عهده داشت ، بازگرديد و راهى كرك شد و آهنگ بلاد فرنگان نمود . صلاح الدين را خبر دادند كه كنت ريموند به همكيشان خود پيوسته و پيمانى را كه با او بسته بود شكسته است ، زيرا بطرك و كشيشان و راهبان يارى كردن او از مسلمانان را تقبيح كردهاند . آنان كنت ريموند را از آن جهت كه با مسلمانان پيمان دوستى بسته و حال آنكه ايشان مسيحيان را مىكشند و اسير مىكنند و اموالشان را به غنيمت مىگيرند و داويه و اسبتاريه را نابود مىسازند ، تهديد كردند كه تكفير خواهند كرد . كنت ترسيد و پيمانى را كه با صلاح الدين بسته بود بشكست و به نزد همكيشان خويش بازگشت و پوزش طلبيد . آنان نيز پوزش او را پذيرفتند و بار ديگر با او پيمان دوستى بستند و در زمرهء ياران خويش درآوردند و پس از بسيج لشكرها از عكا به صفوريه روانه گرديدند و به صلاح الدين آگاهى دادند . صلاح الدين با لشكر خويش به مشاورت نشست . بعضى چنان رأى دادند كه با لشكر دشمن روبرو نشوند ، بلكه پىدرپى بر آنها حمله كنند تا ضعيف گردند . بعضى گفتند بايد كه با تمام نيرو بر آنان زنيم و عكا را بگيريم و كارى را كه در جزيره با مسلمانان كردند پاداش دهيم . صلاح الدين اين رأى را بپسنديد و به جنگ شتافت . صلاح الدين در اواخر ماه رمضان سال 583 از اقحوانه حركت كرد و برفت تا طبريه را پشت سر نهاد به لشكرگاه فرنگان نزديك شد . آنان از خيمههاى خود بيرون نرفته بودند . چون شب تاريك شد جماعتى از لشكر را در آنجا نهاد و خود به طبريه رفت و در همان شب طبريه را گرفت و غارت كرد و آتش زد . مردم به قلعه پناه بردند . ملكه و فرزندانش نيز با او بودند . چون فرنگان از اين پيروزى خبر يافتند به هم برآمدند و كنت سخت ملول شد و آهنگ مصالحه نمود و در باب شدت فاجعه و كثرت سپاهيان صلاح الدين سخن بسيار گفت . پرنس پرنسرينالد صاحب كرك برآشفت و او را متهم كرد كه مىخواهد بر سرير قدرت خويش باقى بماند و لو اينكه بند فرمانبردارى صلاح الدين را به گردن نهد . با اين سخن همگان را عزم جزم شد تا از همانجا عزم لشكرگاه صلاح الدين كنند . چون صلاح الدين بشنيد از طبريه به لشكرگاه خود آمد . مسلمانان بر سر آب بودند و آب از دسترس مسيحيان دور بود . آنان تشنه شدند و بازگشت نمىتوانستند . صلاح الدين در چنين حالتى جنگ را آغاز كرد . هوا بشدت گرم بود صلاح الدين ميان صفوف جنگجويان مىگرديد و به تفقد حال ايشان مىپرداخت و آنان را به جنگ تحريض مىكرد .