ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
445
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
به هزيمتش فرستادند . سيف الدين ابو بكر بن سلار از اعيان لشكر دمشق نيز به اسارت افتاد . فرنگان پس از اين پيروزى طمع در تصرف آن ولايت نمودند . سپس صلاح الدين آهنگ غز و بلاد فرنگ نمود . فرنگان پيشنهاد صلح دادند . صلاح الدين بپذيرفت و با ايشان پيمان بست . و اللّه تعالى ولى التوفيق . هزيمت صلاح الدين در رمله ، در برابر فرنگان صلاح الدين در ماه جمادى الاولاى سال 573 از مصر به سواحل شام رفت تا در بلاد فرنگان به جنگ پردازد . چون به اعمال عسقلان رسيد دست به كشتار و تاراج زد و از فرنگان هيچ خبرى نبود . پس آن بلاد را زير پى سپرد تا به رمله آمد . در آنجا ناگهان ديد كه فرنگان با سپاهيان و سرداران و دلاوران خود پيش مىآيند . صلاح الدين لشكر خود را دسته دسته به اطراف فرستاده بود . خود سخت به مقاومت پرداخت و جنگ سخت شد . در آن روز تقى الدين عمر پسر شاهنشاه برادر صلاح الدين دلاوريها نمود و از عم خود نيكو دفاع كرد و از ياران او جماعتى كشته شدند . تقى الدين عمر را پسرى بود به نام احمد ، پسنديده خوى و دلير كه هنوز شاربش نروييده بود . در آن روز او نيز مردانگيها كرد و به شهادت رسيد . مسلمانان روى در گريز نهادند . يكى از فرنگان تا نزديكى صلاح الدين پيش آمد ولى در برابر او به قتل رسيد . در آن روز فقيه عيسى هكارى نيز به سختى مىجنگيد و به اسارت افتاد . لشكر مسلمانان روى به هزيمت نهاد . صلاح الدين تا شامگاه بتاخت و از راه بيابان با اندكى از لشكريانش به مصر بازگرديد . سخت تشنه و گرسنه شده بود . در اواسط ماه جمادى الاخر به قاهره داخل شده . ابن اثير گويد : من نامهاى را كه به برادرش تورانشاه در دمشق نوشته بود و شرح ماجرا آورده بود ، ديدهام . با اين بيت آغاز شده : ذكرتك و الخطى يخطر بيننا * و قد نهلت [ ( 1 ) ] فينا المثقفة السمر و در اين نامه گويد : « چند بار مشرف به هلاك شديم و خداوند سبحان ما را از اين بليه رها ننمود مگر براى كارى كه ارادهء آن را داشت . و ما ثبتت الا و فى نفسها امر » اما آن دستهها كه به بلاد فرنگان رفته بودند بعضى كشته شدند و بعضى اسير آمدند . اما فقيه عيسى هكارى چون منهزم شده اسير گرديد ، برادرش ظهير نيز همراه او بود با جماعتى از يارانشان . اينان راه را گم كردند و اسير شدند . صلاح الدين بعدها او را به شصت هزار دينار كه فديه داد از اسارت برهانيد . و اللّه تعالى اعلم .
--> [ ( 1 ) ] متن : فتكت .