ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
434
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
آن براى حمله به مصر پايگاهى استوار داشته باشند . صلاح الدين ، شمس الخواص منكبرس را امارت دمياط داده بود . شمس الخواص خبر هجوم به دمياط را به صلاح الدين داد . او نيز بهاء الدين قراقوش و امراى غز را دسته دسته از پى يك ديگر به دمياط فرستاد و كشتيها پر از سلاح و آذوقه روان شدند . آنگاه به نور الدين پيام داد كه او از بيم شورش دولتمردان مصر نمىتواند به دمياط رود . نور الدين نيز لشكرهايى آماده كرده به دمياط فرستاد . سپس خود با جمعى از لشكريانش به بلاد ايشان در شام حمله برد و بسيارى را به قتل آورد و شهرها را ويران كرد . خبر حملهء نور الدين به فرنگان رسيد ، از يك سو شهر به سختى مقاومت مىكرد و از ديگر سو در لشكرشان مرگ و مير افتاده بود ، از اين رو پس از پنجاه روز محاصره ، رها كردند و به ديار خود در سواحل شام بازگشتند شهرها را غارت شده و ويران و مردم را مقتول و مجروح يافتند . گويند آنچه نور الدين در واقعهء دمياط براى صلاح الدين فرستاد ، جز لباس و سلاح و غير آن به هزار هزار دينار رسيد . صلاح الدين در اواسط سال 565 از نور الدين خواست كه پدرش نجم الدين ايوب را نزد او فرستد . نور الدين نيز او را با جماعتى از لشكريان بفرستاد و جمعى از بازرگانان را نيز با او همراه كرد و براى اينكه از فرنگانى كه در كرك بودند ، به او آسيبى نرسد خود لشكر به كرك برد و شهر را در محاصره گرفت . جمعى ديگر از فرنگان براى حمله به اين كاروان گرد آمدند چون كاروان را با چنان نگهبانانى ديدند از روبرو شدن با آن منصرف شدند و كاروان از وسط بلادشان بگذشت و به عشترا آمد . نجم الدين ايوب به مصر رسيد و العاضد لدين اللّه به استقبال او بيرون آمد . صلاح الدين در سال 563 به غز و بلاد فرنگان لشكر كشيد و اعمال عسقلان و رمله را مورد حمله قرار داد و ربض غزه را تاراج كرد و پادشاه فرنگان را منهزم ساخته و به مصر باز گرديد . صلاح الدين فرمان داد كشتيهايى ساختند و آنها را قطعه قطعه بر شترها حمل كردند و به ايله بردند . در آنجا قطعهها را بر هم استوار كردند و به دريا افكندند و ايله را از دريا و خشكى محاصره نمود و در ماه ربيع الاخر همان سال به جنگ بستد و دست به كشتار و تاراج گشود و به مصر بازگرديد . در سراسر مصر قاضيان شيعه را عزل كرد و قاضيان شافعى معين كرد . سپس برادر خود شمس الدوله تورانشاه را به صعيد فرستاد و اعرابى را كه در آن نواحى آشوب و فساد مىكردند تار و مار و شر ايشان از سر مردم كم كرد . و اللّه تعالى اعلم .