ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

14

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

خليفه ، طغرلبك را به سبب اين گونه اعمال كه از او سر زده بود ملامت كرد و گفت كه آنان به امر و امان من نزد تو آمدند . اگر آزادشان نسازى از بغداد خواهم رفت . من اميد آن داشتم كه از آمدنت اوضاع به سامان آيد و حرمت خلافت افزون گردد ، اينك هر چه مىبينم بر خلاف آن چيزى است كه اميد مىداشتم . طغرلبك بعضى از ايشان را آزاد كرد و اقطاعات سپاه الملك الرحيم را بستد و گفت بروند و از دسترنج خود نان بخورند . آنان نيز بسيارى به بساسيرى پيوستند . سپس فرمان داد ، اموال تركان بغدادى را نيز بستاند . و از نور الدوله دبيس خواست كه بساسيرى را از نزد خود براند . او نيز چنين كرد . دبيس به نام طغرلبك در تمام متصرفات خويش خطبه خواند . تركان سلجوقى در سواد بغداد پراكنده شدند و از جانب غربى تا تكريت و تا نيل از جانب شرقى تا نهروان و آن سوتر را غارت كردند و غارت اموال مردم را از حد گذرانيدند ، آن سان كه بهاى هر گاو در بغداد به پنج قيراط تا ده قيراط رسيد و بهاى خر به دو قيراط تا پنج قيراط . سواد ويران شد و مردم از آنجا رخت بربستند . سلطان طغرلبك بصره و اهواز را به ضمانت هزار اسب بن بنكير بن عياض داد به سيصد و شصت هزار دينار و ارجان را نيز به او اقطاع داد و فرمان داد به نام خود فقط در اهواز خطبه بخواند . قرميسين و اعمال آن را به اقطاع امير ابو على پسر ملك ابو كاليجار داد و ساكنان محله كرخ را فرمان داد كه سحرگاهان در مساجد خود « الصلاة خير من النوم » گويند . سپس به عمارت بغداد فرمان داد و در ماه شوال به بغداد وارد شد . در محرم سال 448 خليفه القائم بامر اللّه به مجلس عام نشست و در آن مجلس ارسلان خاتون دختر داود ، برادر طغرلبك را به عقد خليفه در آوردند . رفتن طغرلبك از بغداد به موصل مدت درنگ طغرلبك در بغداد به دراز كشيد و از سپاهيان او مردم بغداد در رنج افتادند زيرا در خانه‌هاى مردم سكونت گرفته بودند ، از اين گذشته بيشتر خواربار شهر را نيز آنان به خود اختصاص داده بودند . خليفه رئيس الرؤسا را گفت تا به عميد الملك كندرى نامه نويسد و او را به حضور خواند و چون حاضر شد ، از زبان خليفه او را گفت كه به سلطان بگوى كه مردم از ظلم شما در رنج افتاده‌اند ، اگر اين ظلم و جور دور نكند خليفه تا از منكرات دور شود از بغداد بيرون مىرود . اين پيام و نيز خوابى كه طغرل خود ديده بود كه رسول اللّه ( ص ) او را به سبب ستم لشكريانش ملامت مىكند ، سبب شد كه در دهم ذو القعده با همهء ساز و برگ خويش از بغداد خارج شود . طغرل سيزده ماه در بغداد بود و در اين مدت با خليفه ديدار نكرد . چون از بغداد در حركت آمد بر سر راه خود ، اوانا و عكبرا را غارت نمود . طغرل پس از برخوردهايى كه با اعراب داشت سرانجام به ديار بكر رسيد . فرمانرواى آن نواحى ابن مروان بود . ابن مروان هر روز