ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

13

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

كه سپاهيان به خيمه‌هاى خود روند و نزد طغرل كس فرستند و رسيدنش را به بغداد خوشامد گويند . خليفه خطيبان را فرمان داد كه در مساجد بغداد به نام طغرلبك خطبه بخوانند و در روز جمعه‌اى هشت روز باقيمانده از رمضان آن سال به نام او در سراسر مساجد بغداد خطبه خواندند . خليفه به طغرلبك پيام داد كه به بغداد وارد شود . چون به نهروان رسيد ، رئيس الرؤسا با موكبى عظيم از قاضيان و نقباء و اشراف و شهود و خدم و اعيان دولت به استقبال او رفت . چند تن از امراى سپاه الملك الرحيم نيز در آن جمع بودند . طغرل نيز وزير خود ابو نصر كندرى را به استقبال ايشان فرستاد . رئيس الرؤسا چون در برابر طغرل قرار گرفت پيام خليفه بداد و از او براى خليفه و الملك الرحيم و امراء سپاه پيمان گرفت . طغرلبك بيامد و در روز دوشنبه پنج روز باقيمانده از ماه رمضان به باب شماسيه در آمد . در اينجا قريش بن بدران صاحب موصل كه پيش از اين در اطاعت او در آمده بود ، به دو پيوست . چون طغرلبك به بغداد وارد شد ، سپاهيانش در شهر پراكنده شدند تا چيزى بخرند و در معامله خلاف نمىكردند . روز سه شنبه يكى از تركان سلجوقى به هنگام خريد كاه با فروشنده نزاع كرد . آن مرد كاهفروش از مردم استمداد كرد مردم به يارىاش شتافتند . چون بانگ و خروش برخاست مردم پنداشتند كه الملك الرحيم فرمان جنگ داده است ، پس به كشتار غزان دست گشودند جز مردم كرخ كه غزان را پناه دادند . سلطان طغرلبك را از عمل مردم كرخ خوش آمد و عميد الملك كندرى را نزد عدنان بن الرضى نقيب علويان فرستاد و او را به حضور خواند چون بيامد از او سپاس گفت و دسته‌اى از سواران به فرمان طغرل به محافظت از محله مأمور شدند . مردم بغداد عليه لشكر سلطان طغرلبك شورش كردند . ميان دو طرف نبردى سخت در گرفت و از هر سو جماعتى كثير كشته شد . عاقبت مردم منهزم شده به شهر در آمدند و غزان به تاراج پرداختند و اموال بسيارى به باد غارت رفت . روز ديگر طغرلبك نزد خليفه پيامى عتاب آميز فرستاد و آن شورش را به تحريك الملك الرحيم و سپاهيان او دانست و گفت اگر به حضور آيند دليل برائت ايشان است و اگر تخلف كنند نشان آن است كه آن كار به توطئه ايشان بوده است . طغرل براى الملك الرحيم و اعيان اصحابش امان فرستاد . خليفه نيز كسانى را با آنان همراه كرد كه شهادت به برائت آنان دهند . چون اين گروه به خيمه‌هاى طغرلبك نزديك شدند غزان همهء هر چه داشتند تاراج كردند و چون بر طغرلبك داخل شدند فرمان داد او و يارانش را دستگير كنند . در آخر ماه رمضان همه را دربند كردند . سپس الملك الرحيم را به قلعهء سيروان فرستاد .