ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

413

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

چون مرگش فرا رسيد پسرش الملك القاهر عز الدين مسعود را كه جوانى بيست ساله بود به ولايت‌عهدى معين نمود و او را وصيت كرد كه تدبير ملك خود را به دست مملوكش بدر الدين لؤلؤ سپارد زيرا مردى است با سياستى نيكو . از آن پس كه مجاهد الدين قايماز وفات كرده بود كارهاى دولت او به تدبير بدر الدين لؤلؤ بود . نور الدين پسر خردسال خود عماد الدين زنگى را امارت قلعهء عقر حميديه و قلعهء شوش داد و او را به عقر فرستاد . چون نور الدين وفات كرد مردم با پسرش عز الدين مسعود بيعت كردند و او را الملك القاهر لقب دادند و فرمانروايى موصل و اعمال آن بر او قرار گرفت و بدر الدين لؤلؤ به تدبير امور دولتش پرداخت . و البقاء للّه وحده . وفات الملك القاهر عز الدين مسعود و حكومت پسرش نور الدين ارسلان شاه بن مسعود در كفالت بدر الدين لؤلؤ چون الملك القاهر عز الدين مسعود بن ارسلان شاه بن مسعود بن مودود بن اتابك زنگى صاحب موصل در آخر ربيع الاول سال 615 [ 1 ] پس از هشت سال حكومت درگذشت پسر بزرگش نور الدين ارسلان شاه كه در حدود ده سال [ 2 ] از عمرش گذشته بود به وصيت پدر به جايش نشست . الملك القاهر ، بدر الدين لؤلؤ را چنان كه در دولت او مدبر كارهاى دولت بود مدبر امور دولت پسر قرار داد . بدر الدين نيز براى او بيعت گرفت و عهده‌دار امور دولت او گرديد آنگاه نزد خليفه پيام فرستاد كه بر حسب عادت برايش منشور و خلعت فرستد از سوى خليفه منشور و خلعت رسيد . همچنين نزد ملوك اطراف كس فرستاد كه پيمانهاى خود را با او تجديد كنند . بدر الدين لؤلؤ امور او را در ضبط آورد . عم او عماد الدين زنگى بن ارسلان شاه در قلعهء عقر حميديه بود و ترديدى نداشت كه پس از برادر حكومت به او خواهد رسيد . بدر الدين لؤلؤ اين مشكل به تدبير خويش حل كرد و كار او استقامت پذيرفت و روشى نيكو پيش گرفت و به دادخواهى مظلومان گوش فرا داد و انصاف ايشان بداد . پس از چندى منشور خليفه برسيد كه در آن از نور الدين به حكومت و بدر الدين به نظر در كارهاى او نام برده بود . و اللّه تعالى اعلم . استيلاى عماد الدين زنگى بن ارسلان شاه صاحب عقر بر قلاع هكاريه و زوزان عماد الدين زنگى را پدرش امارت قلعهء عقر و شوش داد . اين دو قلعه نزديك موصل بودند و وصيت كرد كه پس از مرگش اين دو قلعه از آن او باشد و پسر بزرگتر خود الملك القاهر عز الدين مسعود را جانشين خود كرد . چون القاهر درگذشت - چنان كه گفتيم - عماد الدين زنگى انتظار آن داشت كه او را به جاى برادر برگزينند و خود را چنين وعده مىداد ولى جانشينى

--> [ ( 1 ) ] متن : 515 . [ ( 2 ) ] متن : بيست سال .