ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

373

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

آنان بود . بعد از او پسرش بوهموند [ 1 ] كه هنوز خردسال بود به جايش نشست . پرنس ديگرى مادر او را به زنى گرفت . و متكفل امور آن پسر شد . نور الدين به جنگ او رفت . اين بار نيز فرنگان شكست خوردند و پرنس دوم اسير شد . پس از او بوهموند خود در انطاكيه به استقلال به فرمانروايى نشست . نور الدين در سال 545 لشكر به افاميه - ميان شيزر و حماة - برد و آن يكى از بهترين قلاع آن حوالى بود . چون افاميه را بگرفت آن را از لشكر و سلاح و آذوقه بينباشت ولى هنوز از آن كار نپرداخته بود كه فرنگان شام سپاه گرد آوردند و به سوى او راندند و چون خبر فتح افاميه را شنيدند جنگ ناكرده به بلاد خود بازگشتند و پيام آشتى دادند و مصالحه كردند . پايان . هزيمت دادن نور الدين ، ژوسلين را و اسارت ژوسلين نور الدين پس از آن ، سپاه گرد آورد و به تل باشر و عينتاب و عزاز [ 2 ] و ديگر دژهاى شمالى حلب رفت . اين بلاد از آن زعيم فرنگان ژوسلين بود ژوسلين لشكر بياورد و نبرد درگرفت . در اين نبرد شكست در مسلمانان افتاد و بسيارى از ايشان كشته شدند و باقى به اسارت در آمدند . از جمله اسيران سلاحدار نور الدين بود . ژوسلين سلاح نور الدين را نزد ملك مسعود بن قلج ارسلان فرمانرواى قونيه و آقسراى فرستاد و به طعنه گفت : اين سلاح شوهر دختر تو است . باش تا بزرگتر از آن را برايت بفرستم . اين امر بر مسعود گران آمد و براى دست يافتن به ژوسلين حيله‌ها انديشيد و ميان تركمانانى كه در آن حوالى زندگى مىكردند اموالى بذل كرد تا در فرصتى او را بگيرند . قضا را ژوسلين را به هنگام شكار گرفتند ولى او پيشنهاد كرد كه مالى بستانند و آزادش كنند . ژوسلين كسانى را فرستاد تا آن مال بياوردند . يكى از تركمانان اين خبر به ابو بكر بن دايه [ 3 ] والى حلب رساند . ابو بكر جماعتى همراه او كرد ، از ديگر تركمانان . آنان برفتند و ژوسلين را اسير كرده به حلب بردند . نور الدين به قلعه‌هاى او لشكر برد و همه را تصرف نمود . اين قلعه‌ها عبارت بودند : از تل باشر و عينتاب [ 4 ] و عزاز و تل خالد و قورص و راوندان [ 5 ] و برج الرصاص [ 6 ] و حصن الباره و كفرسوت [ 7 ] و كفرلاثا [ 8 ] و دلوك و مرعش و نهر الجوز [ 9 ] . نور الدين در اين قلعه‌ها آذوقه ذخيره نمود . فرنگان لشكر آوردند تا او را از آنجا برانند . در دلوك [ 10 ] جنگ درگرفت . فرنگان منهزم شدند و مسلمانان بسيارى از ايشان را كشتند يا اسير كردند . نور الدين به دلوك بازگشت و آن را فتح كرد فتح تل باشر به تأخير افتاد تا آنگاه كه نور الدين دمشق را

--> [ ( 1 ) ] متن : سمند . [ ( 2 ) ] متن : عذار . [ ( 3 ) ] متن : رامه . [ ( 4 ) ] متن : عنتاب . [ ( 5 ) ] متن : داوندار . [ ( 6 ) ] متن : مرج الرصاص . [ ( 7 ) ] متن : كفرشود . [ ( 8 ) ] متن : كفرلات . [ ( 9 ) ] متن : نهر الجود . [ ( 10 ) ] متن : جلاك .