ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
367
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
كشته شدن نصير الدين جقر نايب موصل و امارت زين الدين على كجك بر قلعهء موصل ملك الب ارسلان معروف به خفاجى ، پسر سلطان محمود [ 1 ] سلجوقى در نزد اتابك زنگى بود . اتابك زنگى ، همگان را مىگفت كه اين بلاد از آن ملك الب ارسلان است و اينك منتظر وفات سلطان مسعود است تا به نام او خطبه بخواند و آن بلاد را به نام او در تصرف آرد . در اين سال ملك آلب ارسلان در موصل بود و نصير الدين هر روز به ديدار او مىرفت تا خدمتى كند . بعضى از مفسدان ملك الب ارسلان را برانگيختند كه نصير الدين را بكشد و بر موصل استيلا يابد . چون در يكى از روزهاى ماه ذو القعدهء سال 539 نصير الدين بر او داخل شد ، سپاهيان اتابك و موالى او را به قتل او اشارت كرد . آنان برجستند و او را كشتند . سپس سرش را به سوى يارانش انداختند بدان خيال كه پراكنده خواهند شد ولى آنان عصيان كردند و به سراى او حمله كردند . در اين حال قاضى تاج الدين يحيى بن شهرزورى بر او داخل شد - و چنان مىنمود كه در فرمان اوست - و اشارت كرد كه به قلعه فرا رود تا بر اموال و سلاحها دست يابد . پس ملك الب ارسلان برخاست و به قلعه رفت . قاضى از نگهبانان قلعه كه قصد قتال داشتند خواست كه قلعه را بگشايند و چون به درون رفت بگيرند و در بندش كشند . ملك الب ارسلان و كسانى كه نصير الدين را كشته بودند ، به قلعه درآمدند . والى قلعه همه را دربند كشيد و قاضى به شهر باز گرديد . اتابك زنگى در اين هنگام سرگرم محاصرهء بيره بود . ترسيد كه در بلاد او اختلافها و كشمكشها افتد ، پس به موصل باز گرديد و زين الدين على بن بكتكين - معروف به كجك - را به جاى نصير الدين به فرمانروايى قلعه فرستاد و همچنان مترصد اخبار قلعه بود . فرنگانى كه در بيره بودند از بازگشت او بيمناك بودند . از اين رو نزد نجم الدين صاحب ماردين كس فرستادند و بيره را تسليم او كردند و از آن پس بيره به دست مسلمانان افتاد . محاصره كردن اتابك عماد الدين زنگى جعبر و فنك را اتابك زنگى در محرم سال 541 به حصن جعبر تاخت آورد . اين دژ را سابقا دو سر [ 2 ] مىخواندند و بر فرات مشرف بود . از آن سالم بن مالك العقيلى بود . سلطان ملكشاه آن را به پدرش اقطاع داده بود و حلب را از او گرفته بود . اتابك لشكرى نيز به فنك فرستاد . فنك در دو فرسنگى جزيره ابن عمر است . سپاه اتابك فنك را محاصره كرد . فرمانرواى آن در اين روزگاران حسام الدين كرد بشنوى بود . اتابك جعبر را محاصره كرد . چون محاصره به دراز كشيد امير
--> [ ( 1 ) ] متن : محمد . [ ( 2 ) ] متن : دوس .