ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

366

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

ممانعت كند و پسر را پيام داد كه به خدمت سلطان باز گردد . آنگاه به سلطان نوشت كه « پسرم از بيم آنكه سلطان با او دل بد كرده باشد از نزد او گريخت . من حتى با او ديدار هم نكردم و نزد سلطان باز پس فرستادم . من مملوك سلطانم و همهء اين بلاد از آن اوست » . اين عمل سبب شد كه در نظر سلطان مقامى هر چه ارجمندتر يابد . آنگاه اتابك به ديار بكر لشكر برد و شهرهاى طنزه [ 1 ] و اسعرد و حران و حصن الروق [ 2 ] و حصن قطليس [ 3 ] و حصن ناتاسا [ 4 ] و حصن ذو القرنين و ديگر حصنها را بگرفت . همچنين از ماردين هر چه در دست فرنگان بود چون حملين و موزر و تل موزن [ 5 ] و غير آن را بستد . اينها از دژهاى ژوسلين [ 6 ] بودند . اتابك در همهء آنها نگهبانان گماشت و آهنگ آمد كرد . و آمد را محاصره نمود و سپاهى به عانه از اعمال فرات فرستاد و آنجا را تصرف نمود . و اللّه اعلم . فتح رها و غير آن از متصرفات فرنگان فرنگان كه در رها و سروج و بيره بودند به مسلمانان همجوار خود ، چون مردم آمد و نصيبين و رأس عين ورقه ، آزار و آسيب بسيار رسانيده بودند . زعيم و سركردهء ايشان در آن ايام ژوسلين [ 7 ] بود . هر گاه اتابك زنگى قصد آن بلاد مىكرد ، فرنگان گرد مىآمدند و در برابر او قرار مىگرفتند اين بار اتابك چنان وانمود كه به جنگ ديار بكر مىرود تا آنان بدان فريفته شده مجتمع نشوند . ژوسلين كه چنان پنداشته بود از فرات گذشت و به سوى بلاد غربى [ 8 ] رفت . اين خبر به اتابك آوردند . او در نيمهء جمادى الاخر سال 539 به آهنگ جنگ در حركت آمد و مسلمانان را عليه دشمنشان تحريض كرد و به رها رفت . ژوسلين در رها نبود . فرنگان در شهر تحصن كردند . اينان شهر را محاصره نمودند و اين محاصره و قتال يك سال مدت گرفت . اتابك زنگى پيش از گرد آمدن فرنگان بارها به شهر حمله كرد و سخت پاى فشرد . عاقبت در باروى شهر سوراخى پديد آمد و فرو ريخت و شهر به جنگ گشوده شد . سپس قلعه را محاصره كرد و آن را نيز بگرفت . سپس هر چه از مردم شهر غارت كرده بود به آنان باز پس داد و نگهبانان گماشت و به جانب سروج و ديگر بلادى كه در شرق فرات در دست فرنگان بود لشكر برد و همه را بستد . مگر بيره را كه شهرى سخت استوار بود . اتابك زنگى مدتى به محاصرهء بيره درنگ كرد عاقبت از آنجا برفت . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم .

--> [ ( 1 ) ] متن : طره . [ ( 2 ) ] متن : الرزق . [ ( 3 ) ] متن : تطليت . [ ( 4 ) ] متن : ياسنه . [ ( 5 ) ] متن : مودن . [ ( 6 ) ] متن : سجستان . [ ( 7 ) ] متن : جوسكين . [ ( 8 ) ] متن : غزنه .