ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
354
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
پسر برادرش سلطان محمد يعنى ملك طغرل كه در نزد او بود به چنگ آورد و تا همدان پيش راند . سلطان مسعود و سلجوقشاه از بغداد به مقابله بيرون آمدند ولى در راه درنگ مىكردند تا المسترشد باللّه نيز به آنها برسد . المسترشد باللّه نيز از بغداد حركت كرد ولى خبر يافت كه اتابك عماد الدين زنگى و دبيس بن صدقه وارد بغداد شدهاند . دبيس گفت سلطان سنجر حله را به اقطاع او داده و كس فرستاد تا خليفه را از خود خشنود سازد ولى خليفه شفاعت را نپذيرفت . اتابك زنگى نيز گفت كه سلطان سنجر او را شحنگى بغداد داده است . سلطان مسعود و برادرش سلجوقشاه رفتند تا با سلطان سنجر نبرد كنند . در اين نبرد - چنان كه گفتيم - سلطان مسعود شكست خورد و به بغداد بازگشت و در عباسه در جانب غربى فرود آمد . در آنجا با اتابك زنگى روبرو شد . اتابك زنگى و دبيس در حصن البرامكه فرود آمده بودند . چون نبرد در گرفت در آخر ماه رجب سال 526 آن دو از لشكر خليفه شكست خوردند و اتابك به موصل باز گرديد . حملهء فرنگان بر مردم حلب در غيبت اتابك عماد الدين زنگى ، پادشاه فرنگان از قدس به حلب لشكر آورد . آن كه به نيابت اتابك زنگى در حلب بود و امير اسوار نام داشت علاوهء سپاهيانش ، تركمانان را نيز بسيج كرد و به رويارويى با فرنگان بيرون آمد و در حوالى قنسرين با ايشان مصاف داد . مسلمانان شكست خورده به حلب گريختند و پادشاه فرنگان پيروزمندانه در حوالى حلب به راه افتاد . سپس جماعتى از فرنگان از رها به اعمال حلب آمدند تا به تاراج پردازند . امير اسوار و امير حسان البعلبكى ، صاحب منبج ، راه بر آنان گرفتند و بسيارى از ايشان را كشتند و باقى را اسير كرده پيروزمند باز گرديدند . محاصرهء المسترشد باللّه شهر موصل را گفتيم كه اتابك عماد الدين زنگى ، لشكر به بغداد برد و در برابر المسترشد باللّه بايستاد ولى از او شكست خورد . با اين همه المسترشد كينهء او در دل نهان مىداشت و مترصد انتقام بود . تا آنگاه كه ميان سلاطين سلجوقى خلاف افتاد . جماعتى از امرايشان تا از فتنه كنارى گرفته باشند گريختند و به خليفه پيوستند و در سايهء او قرار يافتند . خليفه المسترشد باللّه خواست به نيروى ايشان از اتابك زنگى انتقام گيرد . بهاء الدين ابو الفتوح اسفراينى واعظ را با نامهاى عتاب آميز نزد اتابك زنگى فرستاد . او نيز كه به قدرت خلافت مستظهر بود موعظههاى تلخ نمود . اتابك از آن گونه سخن گفتن او به هم بر آمد و اهانت كرد و به زندانش افگند . خليفه كه اين حال بشنيد نزد سلطان مسعود سلجوقى پيام داد كه به سبب اعمالى كه از زنگى سر زده است آهنگ محاصرهء موصل دارد . سپس در ماه شعبان سال 527 با سى هزار مرد جنگى به سوى موصل در حركت آمد .