ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

353

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

جزيره باز گرديد و شهر سرجى [ 1 ] را محاصره كرد . اين شهر از آن صاحب ماردين بود و ميان ماردين و نصيبين واقع بود . حسام الدين تمرتاش بن ايلغازى صاحب ماردين بود و پسر عمش ركن الدوله داود بن سقمان صاحب حصن كيفا . اينان قريب به بيست هزار تن از تركمانان گرد آوردند و آهنگ عماد الدين زنگى كردند . عماد الدين اين سپاه را شكست داد و سرجى را تصرف نمود . ركن الدوله به جزيرهء ابن عمر شتافت تا آنجا را تاراج كند . عماد الدين از پى او رفت . ركن الدوله به حصن كيفا باز گرديد ولى به سبب تنگى گذرگاهها ، عماد الدين از تعقيب او منصرف شد . ولى قلعهء دارا [ 2 ] از قلاع او را بگرفت سپس به موصل باز گرديد . افتادن دبيس بن صدقه در اسارت اتابك زنگى پيش از اين گفتيم كه دبيس بن صدقه ، چون از بصره جدا شد در سال 525 راهى صرخد از قلاع شام شد . اين سفر بدان سبب بود كه صاحب قلعهء صرخد كه خواجه‌اى بود مرده بود و زنى بر جاى نهاده بود كه اينك قلعه به دست او بود . آن زن تا تكيه‌گاهى داشته باشد دبيس بن صدقه را به صرخد فراخواند و دبيس به صرخد رفت . دبيس در غوطهء دمشق به ميان يكى از طوايف بنى كلب در آمد . آنان اسيرش كردند و او را نزد تاج الملك بورى صاحب دمشق بردند و اين خبر به اتابك عماد الدين زنگى رسيد كه او را با دبيس دشمنى بود . عماد الدين دبيس را از تاج الملوك بورى طلب داشت و در عوض پسر او سونج و ديگر امرا را كه در نزد او گروگان بودند ، آزاد كرد . تاج الملوك بورى ، دبيس را نزد زنگى فرستاد . دبيس يقين به مرگ خود داشت ، ولى اتابك او را اكرام كرد و در حق او نيكى نمود و بيم از دلش بزدود . المسترشد باللّه ، نزد بورى رسولان به دمشق فرستاد تا دبيس را تسليم او كند ، ولى دريافت كه بورى دبيس را به اتابك زنگى تسليم كرده است . رسولان خليفه سديد الدولة بن الانبارى و ابو بكر بن بشر الجزرى ، اتابك زنگى را نكوهش كردند و در حق او سخنان درشت گفتند . عماد الدين كسانى بر سر راهشان گماشت تا آن دو را بگرفتند و نزد او بردند . اتابك زنگى هر دو را به زندان فرستاد ، خليفه شفاعت كرد . اتابك زنگى آن دو را آزاد كرد و دبيس در نزد او بماند تا آنگاه كه با او به عراق رفت . حركت اتابك زنگى به بغداد و منهزم شدن او پيش از اين گفتيم كه بعد از وفات سلطان محمود سلجوقى ، ميان پسرش داود و برادرانش مسعود و سلجوقشاه خلاف افتاد . سپس مسعود بر تخت سلطنت مستقر شد و با برادر خود سلجوقشاه صلح كرد ، بدان شرط كه وليعهد او باشد . آنگاه سلطان سنجر از خراسان بيامد تا سلطنت را براى

--> [ ( 1 ) ] متن : سرخس . [ ( 2 ) ] متن : همرد .