ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

345

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

خبر از دولت زنگى بن آقسنقر از موالى سلجوقيان ، در جزيره و شام و آغاز كار و سرانجام احوالشان پيش از اين از آقسنقر از موالى سلطان ملكشاه سخن گفتيم و گفتيم كه او قسيم الدوله لقب داشت . سلطان ملكشاه چون در سال 477 فخر الدولة بن جهير را به فتح ديار بكر فرستاد - و ديار بكر از آن ابن مروان بود - ابن مروان از شرف الدوله مسلم بن قريش يارى خواست ولى شرف الدوله شكست خورد و درآمد به محاصره افتاد . سلطان ، عميد الدولة بن فخر الدولة بن جهير را با لشكرى گران به آمد فرستاد تا شرف الدوله مسلم بن قريش را اسير كرده نزد او برد . شرف الدوله ، عميد الدوله را در رحبه ديدار كرد و هدايايى تقديم نمود . عميد الدوله از او خشنود شد و او را به شهر خود موصل باز گردانيد . بنى جهير از اين پس بر ديار بكر مستولى شدند و ما در جاى خود آنگاه كه از دولت بنى مروان سخن مىگفتيم از آن ياد كرديم . پس از آن واقعهء حلب پيش آمد . مردم حلب پس از انقراض دولت بنى صالح بن مرداس الكلابى عصيان آغاز كردند و شرف الدوله مسلم بن قريش و سليمان بن قتلمش صاحب بلاد روم و تتش بن الب ارسلان طمع به تصرف آن بستند . سليمان بن قتلمش مسلم بن قريش را بكشت . سپس تتش ، سليمان بن قتلمش را به قتل آورد و خود به حلب آمد و آن را تصرف كرد . مردم قلعه مقاومت كردند . تتش قلعه را محاصره نمود . مردم آن ديار نزد سلطان ملكشاه كس فرستادند و از او خواستند كه بيايد و قلعه را در تصرف گيرد .