ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

338

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

در سال 514 دبيس بن صدقه به نزد ايلغازى رفت و به دو پناه برد . خليفه المسترشد باللّه همراه با سديد الدولة بن الانبارى براى او خلعت فرستاد و از او خواست دبيس را از نزد خود براند ايلغازى از اين كار پوزش خواست . آنگاه عازم نبرد با فرنگان شد . در حوالى حلب با ايشان روبرو شد و بر ايشان پيروز گرديد . آنگاه او و طغتكين صاحب دمشق فرنگان را در معرة قنسرين [ 1 ] محاصره كردند ولى بيم آن داشتند كه از خوف ، دل بر هلاك نهند و دست به حمله زنند . پس دست از محاصره برداشتند تا ايشان از دژ بيرون آمدند . ايلغازى در بلاد فرنگان درنگ بسيار نمىتوانست ، زيرا سپاهيان او همه تركمانان بودند كه با كيسه‌اى آرد و اندكى گوشت خشك شده به جنگ آمده بودند و براى دست يافتن به غنايم ساعت مىشمردند و چون آن توشه به پايان مىرسيد مىخواستند هر چه زودتر باز گردند . و اللّه اعلم . عصيان سليمان بن ايلغازى در حلب ايلغازى بن ارتق ، پسر خود سليمان را امارت حلب داده بود . برخى از خواص سليمان او را واداشتند عليه پدر عصيان كند . ايلغازى چون خبر يافت با شتاب تمام به گوشمال پسر آمد . سليمان نزد پدر آمد و بسى پوزش خواست . پدر نيز از گناهش درگذشت ولى خواص و اطرافيان او را كه به عصيان ترغيبش كرده بودند به بند كشيد . آنكه سركردهء اين توطئه بود مردى بود كه در كودكى او را بر سر راه نهاده بودند و ارتق او را برگرفته و در خانهء خود بزرگ كرده بود . ايلغازى چشمان او را ميل كشيد و زبانش را ببريد . ديگر مردى بود از اهل حماة كه ايلغازى او را بركشيده و بر حماة سرورى داده بود . او را نيز كور كرد و زبان ببريد . آن مرد از اين شكنجه بمرد ايلغازى نخست قصد قتل فرزند خود كرد ولى مهر پدرى او را مانع آمد . سليمان به دمشق گريخت . طغتكين شفاعت كرد ولى ايلغازى نپذيرفت . ايلغازى سليمان پسر برادر خود عبد الجبار بن ارتق را امارت حلب داد و او بدر الدوله لقب يافت و در سال 515 به ماردين باز گرديد . در سال 515 سلطان محمود بن محمد بن ملكشاه ، ميافارقين را به اقطاع امير ايلغازى داد . سبب آن بود كه ايلغازى پسر خود حسام الدين تمرتاش را با قاضى بهاء الدين ابو الحسن على بن القاسم الشهرزورى نزد سلطان فرستاد تا از دبيس بن صدقه شفاعت كند و گفت كه خود ضامن اعمال او خواهم بود ، ولى اين كار صورت نگرفت و چون تمرتاش نزد پدر بازگشت ، سلطان ، ميافارقين را به پدرش ايلغازى به اقطاع داد . ميافارقين در عهدهء سقمان قطبى صاحب

--> [ ( 1 ) ] متن : مثيره .