ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
318
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
عبد اللّه بن الحواس - يكى از شورشگران صقليه - بستد و در سال 464 كلمهء اسلام از آن سرزمين برافتاد . روژه در سال 494 بمرد و پسرش نيز كه روژه نام داشت به جايش نشست . مدت پادشاهى او به دراز كشيد و دولتش نيرومند شد و اين به هنگامى بود كه فرنگان در شام طوفانى بر پا كرده بودند و بلاد آن را يك يك تصرف مىكردند . روژه پسر روژه نبرد با سواحل افريقيه را به عهده گرفت و در سال 529 [ 1 ] ناوگان صقليه را به جزيرهء جربه فرستاد . در آن ايام سايهء دولت صنهاجه از سر جربه به كنارى رفته بود . سپاهيان صقليه ، جزيره را محاصره كردند ، و جنگى سخت آغاز نهادند . عاقبت پيروزمندانه به جزيره در آمدند و بسيارى را كشتند و اسير كردند و اموال را تاراج نمودند و باقى را امان دادند . فرنگان با گرفتن جزيه آنان را در جزيره خود باقى نهادند و كارشان را به دست خودشان دادند . و اللّه تعالى يؤيد بنصره من يشاء من عباده . فتح فرمانرواى دمشق قلاع فرنگان را شمس الملوك اسماعيل ، فرمانرواى دمشق سپاه خود را به سردارى امير بزواش [ 2 ] در سال 531 به طرابلس شام فرستاد . جمع كثيرى از تركمانان و متطوعه در لشكر او بودند . كنت ، صاحب طرابلس به مقابله بيرون آمد . اينان جنگ در پيوستند و سپاهش را در هم شكستند و از لشكرش بسيارى را كشتند و در طرابلس محصورش نمودند و در نواحى اعمالش دست به كشتار و تاراج زدند و يكى از دژهاى او به نام دژ ابن الاحمر را تصرف كردند ، و در آنجا قتل و تاراج به راه انداختند و همهء فرنگانى را كه در آنجا بودند كشتند . فرنگان در سال 535 سپاه به عسقلان بردند و نواحى آن را غارت كردند . سپاهيان مصر كه در عسقلان بودند به قتال بيرون آمدند و فرنگان شكست خورده گريزان بازگشتند و خداوند شر آنان را به نعمت و كرم خود از سر مسلمين كوتاه كرد . استيلاى فرنگان بر طرابلس غرب مردم طرابلس غرب ، از آن هنگام كه نظام دولت صنهاجه در افريقيه از هم گسسته بود و سايهء حكومتشان از سرشان كم شده بود ، خود زمام امور خود را در دست گرفته بودند . آخرين ملوك خاندان باديس در مهديه ، حسن بن على بن يحيى بن تميم بن المعز بود و از سوى او ابو يحيى محمد بن مطروح در طرابلس حكم مىراند . ابو يحيى خودكامگى پيشه گرفت و علم عصيان برداشت و سر از فرمان حسن برتافت و دعوت او و قومش را ترك گفت . اين واقعه به
--> [ ( 1 ) ] متن : 553 . [ ( 2 ) ] متن : خزواش .