ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
315
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
فتح آقسنقر برسقى كفر طاب را و انهزام او از فرنگان آقسنقر برسقى لشكر گرد آورد و در سال 519 به كفر طاب راند و آنجا را محاصره كرد و از فرنگان بستد . سپس به قلعهء عزاز [ 1 ] در شمال حلب رفت . اين قلعه از آن ژوسلين بود . برسقى عزاز را محاصره كرد . فرنگان به دفاع گرد آمدند و ميانشان نبردى سخت درگرفت . مسلمانان شكست خوردند و مسيحيان كشتار بسيار كردند . برسقى به حلب رفت و پسر خود عز الدين مسعود را به جاى خود نهاد و خود از فرات بگذشت و به موصل رفت تا لشكرى گرد آورد و به جنگ باز گردد ولى خدا چنان خواست كه كشته شود . پس از او پسرش عز الدين مسعود اندكى به جاى پدر فرمان راند . عز الدين مسعود در سال 521 درگذشت و سلطان محمود بن ملكشاه عماد الدين زنگى بن آقسنقر را به جاى او بر موصل و جزيره و ديار بكر - چنان كه در اخبار سلجوقيان گفتيم - فرمانروايى داد . سپس بر شام استيلا يافت و حكومتش به فرزندانش رسيد . اين خاندان در آن نواحى دولتى عظيم پديد آوردند و ما - انشاء اللّه تعالى - به ذكر آن خواهيم پرداخت . از دولت ايشان دولت بنى ايوب متفرع شد و ما از آن نيز سخن خواهيم گفت . اكنون در اخبار فرنگان آنچه را كه به دولت خاندان زنگى و خاندان ايوبى مربوط مىشود رها مىكنيم تا آنگاه كه از آن دو خاندان سخن مىگوئيم از آن نيز ياد كنيم ، تا موجب تكرار مطالب نگردد . در اينجا هر چه از اخبار فرنگان مىآوريم به آن دو خاندان مربوط نيست و چون صاحب تأملى در آن بنگرد در خواهد يافت كه چگونه هر خبرى به جاى خود آمده است . نبرد ميان طغتكين و فرنگان در سال 520 فرنگان لشكر به دمشق آوردند و در مرج الصفر فرود آمدند . طغتكين فرمانرواى دمشق از تركمانان ديار بكر و جز آنان يارى خواست . آنان نيز به ياريش شتافتند . طغتكين در پايان سال 520 به نبرد فرنگان در حين نبرد از اسب بيفتاد . يارانش پنداشتند كه او كشته شده و روى در گريز نهادند . طغتكين بر اسب نشست و با ايشان بگريخت . فرنگان از پى ايشان تاخت آوردند و بسيارى از پيادگان تركمان را به قتل آوردند . چون سواران از پى فراريان مىتاختند . پيادگان تركمان به لشكرگاهشان هجوم بردند و آن را غارت كردند و هر كه را در آنجا يافتند كشتند و به دمشق آمدند . هنگامى كه فرنگان از تعقيب فراريان بازگشتند ، لشكرگاه خود غارت شده ديدند ، پس خود رو به گريز نهادند . در سال 523 واقعهء مزدقانى و اسماعيليه در دمشق رخ داد . چون فرنگان از قتل
--> [ ( 1 ) ] متن : اعزاز .