ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
314
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
آنجا از سوى خود نگهبانان گماشت . و اللّه ولى التوفيق . استيلاى فرنگان بر شهر صور شهر صور از آن خلفاى علوى مصر بود . از سوى الافضل امير الجيوش [ 1 ] ، عز الملك در آنجا فرمان مىراند و امور مصر همه در دست امير الجيوش بود . فرنگان يك بار در سال 506 لشكر به صور بردند و عز الملك از طغتكين صاحب دمشق يارى خواست و خواست تا كسى را به عنوان والى به صور روانه دارد . او نيز جمعى از سپاهيان و اموالى در خور را با مردى به نام مسعود به صور فرستاد . مسعود چون به صور رفت ، دعوت علويان در خطبه و سكه دگرگون ننمود و ماجرا به الافضل نوشت و از او خواست كه همواره با فرستادن كشتيهايى از آذوقه و اموال به او يارى رساند . او نيز اجابت كرد و سپاس گفت . چون الافضل كشته شد ، كشتيهاى مصر بر حسب عادت بيامدند ولى فرماندهء آنها مأموريت يافته بود كه حيلهاى برانگيزد و مسعود را كه از جانب طغتكين والى صور بود دستگير كند ، زيرا مصريان از او بسيار شكايت كرده بودند . او نيز مسعود را بگرفت و به مصر فرستاد و از مصر او را به دمشق فرستادند . چون مسعود از صور بر افتاد ، حاكمى از مردم مصر را بر آن شهر گماشتند . او نزد طغتكين كس فرستاد و از دستگيرى مسعود پوزش خواست . اين واقعه در سال 516 اتفاق افتاد . وقتى كه فرنگان از دستگيرى مسعود و برافتادن او از صور خبر يافتند طمع در تسخير صور بستند و لشكرى به محاصرهء آن فرستادند . چون والى در خود ياراى پايدارى نمىديد ، خليفهء علوى الآمر را از عجز خود آگاه كرد . [ و چنان ديد كه صور را به طغتكين واگذارد و طغتكين صور را در تصرف آورد . فرنگان بار ديگر در ماه ربيع الاول سال 518 جنگ با مردم صور را آغاز كردند . مردم صور سخت در تنگنا افتادند ] [ 2 ] طغتكين به بانياس آمد تا بتواند به يارى مردم شهر آيد . [ فرنگان چون از آمدن طغتكين خبر يافتند ، شهر را همچنان در محاصره گرفتند و از جاى خود نجنبيدند ] [ 3 ] طغتكين از مصر يارى خواست ولى كس به يارى او قيام ننمود . چون مردم شهر به جان آمدند ، طغتكين به مهاجمان پيام داد كه شهر را تصرف كنند به شرطى كه اجازت دهند مردم و سپاهيان از شهر بيرون آيند . در آخر جمادى الاولاى همان سال فرنگان به شهر در آمدند . مردم شهر هر چه توانستند از اموال خود با خود بردند و باقى را براى فاتحان بر جاى گذاشتند . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم .
--> [ ( 1 ) ] متن : الافضل بن امير الجيوش . [ ( 2 ، 3 ) ] عبارات ميان دو قلاب از ابن اثير افزوده شد تا افتادگى متن جبران شود ( وقايع سال 518 ) .