ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
280
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
علاء الدين در راه بمرد . چون نزد خان حضور يافتند به فرمانروايى عز الدين كيكاوس كه پسر بزرگتر بود اتفاق كردند و از جانب او با خان پيمان صلح بستند و خان همگان را خلعت بخشيد . بايجو به خان نوشت كه ساكنان بلاد روم به جنگ او برخاستهاند و راه عبور او بستهاند . خان رسولان را بياورد و اين خبر با ايشان بگفت . گفتند چون فرمان سلطان برسد همه سر بر خط فرمان آرند . پس منشورى نوشت كه آن دو امير عز الدين كيكاوس و ركن الدين قلج ارسلان در ملك شريك باشند و مملكت ميانشان تقسيم گردد . پس از سيواس تا قسطنطينيه به جانب غرب از آن عز الدين باشد و از سيواس تا ارزن الروم در جانب شرقى كه به بلاد تاتار مىپيوندند از آن ركن الدين . و هر ساله باژ و ساو خويش به قراقروم به نزد منكوخان فرستند . آنگاه رسولان به بلاد روم بازگشتند و پيكر كيقباد را نيز آوردند تا به خاك بسپرند . استيلاى تاتار بر قونيه بايجو بارسوم با سپاهيان مغول به بلاد روم روى نهاد . عز الدين كيكاوس لشكرى به سردارى ارسلان ايدغمش از امراى خود به مقابله فرستاد . بايجو آن لشكر در هم شكست و از پى آن به قونيه آمد . عز الدين كيكاوس به علايا به ساحل دريا گريخت . بايجو به قونيه آمد و شهر را محاصره كرد تا به وسيلهء خطيب خود امان خواستند . چون خطيب آمد اكرامش كرد و زنش بر دست او مسلمان شد و مردم شهر را از هر تعرض ايمن ساخت . در سال 655 هولاكو راهى بغداد شد . بايجو را با لشكرش از روم فراخواند تا در تصرف بغداد او را يارى دهد . او عذر آورد و گفت كردان راه را بر او گرفتهاند . هولاكوخان لشكرى فرستاد تا كردان را از راه دور كردند و آن سپاه به آذربايجان رسيد . مردم آذربايجان از برابر كردان گريخته بودند و كردان بر آن بلاد مستولى شده بودند . اينك در صحبت بايجو به نزد هولاكو بازگشتند و در فتح بغداد حضور يافتند . به اين اخبار در ضمن اخبار خلفا اشارت كردهايم . و در اخبار هولاكو آمده است كه چون هولاكو بايجو را فرا خواند كه در فتح بغداد حاضر باشد ، بايجو همچنان به راه غدر مىرفت و از حضور سربرمىتافت . چون كار بغداد به پايان آمد ، هولاكو كسى فرستاد تا او را زهر داد و بكشت . هولاكو پس از فتح بغداد به شام رفت و در سال 658 حلب را محاصره نمود و عز الدين كيكاوس و ركن الدين قلج ارسلان را و نيز معين الدين سليمان پروانه [ 1 ] صاحب دولتشان را فرا خواند .
--> [ ( 1 ) ] متن : برانوه .