ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
281
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
اين معين الدين ، پدرش مهذب الدين على از مردم ديلم بود . به طلب علم پرداخت و در آن استادى يافت . سپس نزد وزير سعد الدين مستوفى در ايام علاء الدين كيقباد رفت و از او خواست كه برايش راتبهاى قرار دهد . او مردى وصاف بود . سعد الدين را از او خوش آمد و دختر خويش به او داد و از اين دختر بود كه سليمان زاده شد . سليمان در خاندان دولتمردان پرورش يافت . چون سعد الدين بمرد ، سلطان مهذب الدين را وزارت خويش داد و همهء امور خويش به او سپرد و چون مهذب الدين از جهان برفت پسرش سليمان را بركشيد و وزارت داد و معين الدين لقب نهاد . معين الدين همچنان مدارج ترقى را مىپيمود تا مقام حاجبى را نيز از آن خود كرد . او را پروانه مىخواندند و پروانه به زبان ايشان به معنى حاجب است . پروانه از خواص ركن الدين بود . چون با او نزد هولاكو آمد در چشم هولاكو جلوه نمود و به ركن الدين گفت كه براى انجام كارهايتان كسى را جز اين مرد نزد من نفرستيد . نفرستيد . پس همچنان مقام و منزلتش افزون گرديد تا سراسر بلاد روم را بگرفت . خلاف ميان عز الدين كيكاوس و برادرش قلج ارسلان و استيلاى قلج ارسلان بر ملك در سال 659 ميان عز الدين كيكاوس و برادرش ركن الدين قلج ارسلان خلاف افتاد . ركن الدين و پروانه نزد هولاكو رفتند و از او عليه عز الدين يارى خواستند . هولاكو لشكرى به ياريش فرستاد . ركن الدين به جنگ برادر خود عز الدين رفت . عز الدين نخست او را شكست داد ولى ركن الدين به يارى لشكر هولاكو بر برادر پيروز گرديد . عز الدين بگريخت و به قسطنطينيه رفت و ركن الدين بر ديگر بلاد مستولى شد . تركمانان به اطراف جبال و ثغور و سواحل گريختند و نزد هولاكو كس فرستادند و از او فرمان حكومت طلبيدند . هولاكو آنان را منشور حكومت داد و اجازت داد كه آلات سلطنت به كار برند و از آن پس مقام ملوك يافتند . محمد بك نام اميرشان بود و برادرش على - بك رديف او . هولاكو محمد بك را به خدمت خواند . او از رفتن امتناع كرد . هولاكو قلج ارسلان را و آن گروه از سپاهيان مغول كه در نزد او بودند ، فرمان داد كه به سركوبى او روند . آنان برفتند و جنگ در پيوستند محمد بك شكست خورد . سپس از سلطان ركن الدين امان خواست . او را امان داده به قونيه آورد و بكشت . پس از مرگ او على بك به امارت تركمانان رسيد و اين امارت به پسرانش به ميراث رسيد . مغولان بر آن مستولى شدند و ما به ذكر آن خواهيم پرداخت . انشاء اللّه .