ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

276

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

در اين باب با صاحب آمد و صاحب اربل هم پيمان گرديد و اين دو به نام الملك الاشرف خطبه مىخواندند . سپس خود لشكر به ملطيه برد تا الملك الاشرف را از رفتن به موصل باز دارد شايد صاحب اربل بتواند به موصل دست يابد . ولى در راه سخت بيمار شد و باز گرديد و در سال 616 از جهان رخت بربست و كودكانى همه خردسال بر جاى نهاد . برادرش كيقباد از آن وقت كه او را از انكوريه دستگير كرده بود محبوس بود . لشكريان او را از زندان بيرون آوردند و پادشاهى دادند . بعضى گويند كه او خود برادر را از زندان بيرون آورد و وليعهد خود قرار داد . و اين به هنگامى بود كه عمش صاحب ارزن الروم به خلاف او برخاسته بود و با اشرف پيمان صلح بسته بود . فتنه ميان كيقباد و صاحب آمد كه از بنى ارتق بود و فتح چند دژ از دژهاى او ميان الملك الاشرف صاحب بلاد جزيره و الملك المعظم صاحب دمشق خلاف افتاده بود . جلال الدين خوارزمشاه در سال 623 از برابر مغولان از هند گريخته و آمده و بلاد آذربايجان را در تصرف آورده بود . الملك المعظم صاحب دمشق به استظهار او قصد گوشمال الملك الاشرف را داشت . ملك مسعود صاحب آمد از بنى ارتق نيز با آنان يار شد . الملك الاشرف نزد كيقباد پادشاه روم كس فرستاد و از او عليه صاحب آمد يارى خواست الملك الاشرف در اين ايام ماردين را در محاصره داشت . كيقباد لشكر آورد و در ملطيه مقام كرد و از آنجا لشكرى به آمد فرستاد و چند دژ را بگشود . صاحب آمد با الملك الاشرف آشتى كرد و به كيقباد نوشت كه سپاه خود از آمد ببرد . ولى كيقباد سر برتافت . الملك الاشرف لشكر خويش به يارى صاحب آمد فرستاد . كيقباد قلعهء كختا [ 1 ] را محاصره كرده بود . با آن لشكر روبرو شد و آنها را منهزم نمود و بسيارى را بكشت . سپس بازگشت و قلعه را بگشود . و اللّه اعلم . استيلاى كيقباد بن كيخسرو بر شهر ارزنگان صاحب ارزنگان بهرام شاه از بنى احدب يكى از خاندانهاى قديم در پادشاهى بود . بيش از شصت سال بود كه ارزنگان در تصرف بهرام شاه بود و او همچنان فرمانبردار قلج ارسلان و فرزندان او بود . چون بهرام شاه بمرد پسرش علاء الدين داود شاه به جايش نشست . در سال 625 كيقباد داود را فرا خواند كه با او در محاصرهء شهر ارزن الروم شركت جويد و او خود با لشكر باشد . چون بيامد او را بگرفت و شهر ارزنگان را در تصرف آورد . يكى از دژهاى

--> [ ( 1 ) ] متن : كحنا .