ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
258
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
همچنان مكرما نزد عماد الدين بماند . مرگ تاج الملوك بورى صاحب دمشق و حكومت پسرش شمس الملوك اسماعيل جماعتى از باطنيان بر تاج الملوك بورى ، در سال 520 ، حمله كرده و او را زخم زده بودند آن جراحت بهبود نيافت تا سبب مرگش شد و او را در ماه رجب سال 526 از پاى در آورد . مدت حكومتش چهار سال و نيم بود . پس از او پسرش شمس الملوك اسماعيل به وصيت او جانشين او شد . شهر بعلبك و اعمال آن را نيز به پسر ديگرش شمس الدوله محمد واگذار كرده بود . زمام امور دولتش به دست حاجب يوسف بن فيروز بود كه شحنهء دمشق بود . شمس الملوك اسماعيل در آغاز حكومتش به رعيت نيكى كرد و بساط عدل بگسترد و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . استيلاى شمس الملوك بر چند قلعه چون شمس الملوك اسماعيل به حكومت نشست و برادرش محمد به بعلبك گريخت ، شمس الملوك به بعلبك رفت و برادر را در آنجا محاصره كرد و شهر را بستد . محمد به قلعه پناه برد و از برادر خواست كه دست از او بردارد ، شمس الملوك دست از او برداشت و به دمشق بازگرديد . شمس الملوك در سال 527 به قلعهء بانياس لشكر كشيد . فرنگان كه در بانياس [ 1 ] بودند پيمان صلح را نقض كرده و جماعتى از بازرگانان دمشق را در بيروت دستگير كرده و اموالشان را برده بودند . شمس الملوك بىآنكه بگويد كه آهنگ كجا دارد به سوى بانياس روان شد . در ماه صفر سال 527 به بانياس رسيد و جنگ در پيوست و باروها را بشكافت و شهر را به قهر در تصرف آورد و خلق بسيارى از فرنگان را بكشت . بقاياى مردم به قلعه پناه بردند تا امان خواستند و او قلعه را نيز بگرفت و به دمشق بازگرديد . شمس الملوك اسماعيل ، خبر يافت كه المسترشد باللّه لشكر به موصل برده است . او نيز به هواى گرفتن حماة افتاد و در آخر ماه رمضان به سوى حماة راند و صبح روز عيد فطر شهر را بگرفت . مردم امان خواستند و او بر هر چه در حماة بود استيلا يافت . سپس به قلعهء شيزر لشكر برد ، صاحب آن مردى از بنى منقذ بود . شمس الملوك شيزر را محاصره نمود . صاحب شيزر مالى تقديم داشت و او در ماه ذو القعدهء همان سال به دمشق بازگشت . در محرم سال 528 به قلعهء شقيف [ 2 ] بر كوهى مشرف بر بيروت و صيدا لشكر برد . ضحاك
--> [ ( 1 ) ] متن : باشاش . [ ( 2 ) ] متن : شقيق .