ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
244
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
رهسپار آذربايجان شد . بركيارق پسر ملكشاه كه بر رى و همدان و بسيارى از بلاد مستولى شده بود ، با لشكرى به مدافعه بيرون آمد . چون دو لشكر روبرو شدند قسيم الدوله اقسنقر و بوزان به بركيارق پيوستند و تاج الدوله تتش منهزم شده به شام بازگشت و بار ديگر به جمعآورى لشكر پرداخت و به سوى حلب به نبرد آقسنقر شتافت . آقسنقر به مبارزت بيرون آمد . بوزان صاحب رها و كربوقا كه بعدها موصل را در تصرف آورد نيز با او بودند . در شش فرسنگى حلب نبرد درگرفت و تتش پيروز گرديد . اقسنقر را اسير كرده نزد او بردند . تتش او را بكشت . كربوقا و بوزان به حلب گريختند . تتش حلب را محاصره كرد و بگرفت و آن دو را اسير نمود . آنگاه به رها و حران كس فرستاد و خواستار فرمانبردارى شد . مردم حران و رها امتناع كردند و به دفاع برخاستند . تتش بوزان را كه صاحب رها و حران بود بكشت و آن دو شهر بگرفت و كربوقا را در حمص به زندان نمود . سپس لشكر به جزيره برد و سراسر آن را تسخير كرد . آنگاه ديار بكر و خلاط و سپس آذربايجان و همدان را زير پى سپرد و بار ديگر از بغداد خواستار خطبه شد . بركيارق در اين هنگام در نصيبين بود . از دجله گذشت و به اربل آمد و از اربل به سرزمين سرخاب بن بدر رفت . و در نه فرسنگى سپاه عمش تتش قرار گرفت . امير يعقوب بن آبق [ 1 ] از سرداران سپاه تتش بر لشكر بركيارق تاخت آورد و او را در هم شكست ولى بركيارق از معركه جان به در برد و به اصفهان رفت و اخبار او را پيش از اين آورديم . تتش يوسف بن ابق [ 2 ] تركمانى را به شحنگى بغداد فرستاد . ولى راهش ندادند و او در آن نواحى دست به آشوب زد . در اين احوال هلاكت تتش را شنيد و به حلب بازگشت و ما همهء اين اخبار را پيش از اين در آغاز دولت سلجوقى آورديم . غرض از اشارت به آنها مقدمهاى بود براى دولت بنى تتش در دمشق و حلب و اللّه اعلم . كشته شدن تاج الدوله تتش چون بركيارق از عمش شكست خورد و به اصفهان رفت برادرش محمود بن ملكشاه و اهل دولتش در اصفهان بودند . آنان بركيارق را به شهر در آوردند و در باب قتل او به مشاورت نشستند . ولى اجراى تصميم را به شفا يافتن محمود از بيماريش موكول كردند . قضا را محمود هلاك شد و با بركيارق بيعت كردند . بركيارق نيز بيمار شد . چون خبر بيماريش به تتش رسيد به اصفهان راند و امير آخر را پيشاپيش به جرباذقان ( گلپايگان ) فرستاد تا آذوقه و علوفه تهيه كند . امير آخر از آنجا به اصفهان رفت و از قصد تتش مردم را آگاه نمود .
--> [ ( 1 ) ] متن : ارتق . [ ( 2 ) ] متن : ارتق .