ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

214

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

اتابك ازبك بن پهلوان از بيم جلال الدين پايتخت خود تبريز را رها كرده و به گنجه رفته بود . جلال الدين نزد مردم تبريز فرستاد و فرمان داد كه براى سپاه او آذوقه و عليق بياورند . آنان اجابت كردند . سپاهيان به شهر آمد و شد مىكردند و هر چه مىخواستند مىخريدند . مردم تبريز از تعدى برخى از ايشان شكايت كردند ، جلال الدين شحنه‌اى به تبريز فرستاد كه در آنجا بماند تا هيچيك از سپاهيان را حق تعدى نباشد . زوجهء ازبك بن پهلوان ، دختر سلطان طغرل بن ارسلان بن طغرل بن محمد بن ملكشاه بود و در تبريز اقامت داشت . زيرا در واقع او بود كه بر مملكت شوى حكم مىراند . مردم تبريز از آن شحنه شكايت كردند كه آنان را به چيزهايى تكليف مىكند كه از طاقتشان فراتر است . سلطان جلال الدين لشكر به تبريز راند و شهر را پنج روز محاصره كرد و با مردم تبريز جنگى سخت در پيوست و از اينكه ياران او را به دست مغول داده‌اند ملامتشان مىكرد و مردم عذر مىآوردند كه اگر چنان كارى صورت بسته گناه ديگرى بوده و مردم را در آن دخلى نبوده است . سپس امان خواستند سلطان امانشان داده و در شروط امان آمده بود كه دختر سلطان طغرل را كه زن ازبك بود با همهء اموال و امتعه كه داشت به خوى فرستد و به ضياع و اقطاع كه در خوى داشت نيز تعرضى ننمايد . سلطان جلال الدين در نيمهء رجب سال 622 تبريز را گرفت و دختر سلطان را به همراه دو خادمش تاج الدين قلج [ 1 ] و بدر الدين هلال به خوى فرستاد . جلال الدين پس از تصرف تبريز رئيس شهر نظام الدين برادر شمس الدين طغرائى را امارت تبريز داد . زيرا او بود كه در نهان سلطان را در تصرف شهر ، يارى داده بود . سلطان جلال الدين در تبريز بساط عدل و داد بگسترد و در نيكى در حق مردم مبالغت نمود . در اين احوال خبر رسيد كه گرجيان در آذربايجان و اران و ارمينيه دربند شروان بر سر مسلمانان چه بلاها آورده‌اند سلطان عزم نبرد ايشان نمود و بر مقدمه جهان پهلوان گنجى را روان نمود چون دو لشكر روبرو شدند . گرجيان بر كوهها بودند سپاهيان سلطان از دره‌ها و گردنه‌ها و تنگنا گذشته بر سر ايشان تاختند . گرجيان بگريختند و بيش از چهار هزار تن از ايشان كشته شدند و يكى از ملوكشان اسير گرديد و ديگرى به يكى از دژها پناه برد . سلطان جلال الدين جمعى را به محاصرهء او گمارد و باقى لشكر خود را به ديگر بلاد فرستاد تا هر چه توانستند كشتار و تاراج كردند . فتح سلطان شهر گنجه را و به زنى گرفتن او دختر ازبك را چون سلطان از كار گرجيان بپرداخت و بر بلادشان مستولى شد ، وزير خود شرف الملك [ 2 ]

--> [ ( 1 ) ] متن : فليح . [ ( 2 ) ] متن : شرف الدين .