ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

208

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

چون سلطان غياث الدين از امور ملك غافل بود مادرش به جاى او فرمان مىراند او نيز به همان طريق گام مىنهاد كه پيش از او تركان خاتون مادر سلطان محمد خوارزمشاه رفته بود . او را نيز چون تركان خاتون « خداوند جهان » مىخواندند . تا آنگاه كه جلال الدين آمد و او را از ميدان به در كرد . رسيدن جلال الدين از هند به كرمان و اخبار او در فارس و عراق با برادرش غياث الدين چون جلال الدين در سال 621 از هند بيرون آمد و از راه بيابان به كرمان رسيد و در راه به آن چنان مصاعب و ناكاميهايى دچار شد كه به بيان نمىگنجد ، با چهار هزار سپاهى كه همه بر خر و گاو سوار بودند وارد كرمان شد . براق حاجب در كرمان به نيابت از سوى غياث الدين حكم مىراند . اين براق حاجب پيش از اين حاجب گورخان [ 1 ] پادشاه ختا بود . از نزد گورخان به خوارزم آمد و نزد خوارزمشاه ماند و چون خوارزمشاه بر ختا ظفر يافت او را مقام حاجبى خويش داد . براق حاجب سپس به خدمت پسرش غياث الدين درآمد . غياث الدين در آن هنگام در كرمان [ 2 ] بود و او را نيك گرامى داشت . چون جلال الدين به هند رفت و مغولان از آن نواحى دور شدند و غياث الدين به هواى عراق بيرون آمد براق حاجب را به جاى خود در كرمان نهاد . چون جلال الدين از هند به كرمان آمد ، براق حاجب را متهم كرد و عزم در بند كشيدن او نمود ولى وزيرش شرف الملك جندى فخر الدين على بن ابى القاسم ، معروف به خواجهء جهان ، او را از آن كار منع نمود . زيرا موجب رميدگى مردم مىشد . جلال الدين از كرمان به قصد شيراز در حركت آمد . اتابك علاء الدوله صاحب يزد به خدمت آمد و اموال و هدايا تقديم نمود . اتابك سعد بن زنگى نيز از غياث الدين رميده بود . جلال الدين از او دلجويى نمود و دخترش را نيز به حبالهء نكاح در آورد . سپس جلال الدين به اصفهان رفت . قاضى ركن الدين مسعود بن صاعد استقبال كرد . چون اين خبرها به برادرش غياث الدين كه در رى بود رسيد براى نبرد با او بسيج لشكر كرد . جلال الدين كسانى را فرستاد و از او دلجويى نمود و جامهء تولى خان پسر چنگيز را كه در جنگ پروان [ 3 ] كشته شده بود و اسب و شمشير او را برايش فرستاد و نيز با بعضى از امراى او در نهان باب مذاكره گشود آنان نيز او را وعدهء يارى دادند . غياث الدين را خبر شد . بعضى را بگرفت و بعضى گريخته نزد جلال الدين رفتند و او را به لشكرگاه غياث الدين بردند . غياث -

--> [ ( 1 ) ] متن : كوخان . [ ( 2 ) ] متن : مكران . [ ( 3 ) ] متن : بزوان .