ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

209

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

الدين بناگاه لشكريان برادر را ديد كه گرد لشكرگاه او را گرفته‌اند و بر خيمه‌ها و ذخاير او مستولى شده‌اند و مادرش را اسير كرده‌اند . غياث الدين به قلعه سلوقان پناه برد . جلال الدين مادرش را از اينكه پسرش گريخته است سرزنش كرد . پس او پسر را بخواند و ميان دو برادر آشتى افكند . غياث الدين به خدمت برادر خود جلال الدين در ايستاد . كم‌كم امرايى كه هر يك بر ناحيه‌اى از عراق و خراسان تسلط يافته بودند بيامدند و اظهار فرمانبردارى كردند . اينان همه پيش از اين بر غياث الدين تحكم مىكردند . سلطان جلال الدين عذر همه بپذيرفت و با آنان چنان كرد كه شايستهء او مىبود . و اللّه اعلم . استيلاى پسر اينانج بر نسا نصرة الدين حمزة بن محمد بن عمر بن حمزه پس از پسر عم خود اختيار الدين بر نسا استيلا يافت و محمد بن احمد نسائى منشى ، صاحب تاريخى را كه در نقل اخبار خوارزمشاه و پسرانش بر آن اعتماد كرده‌ام ، در كارهاى خويش نيابت داد . او تا سال 619 در نسا بود و از غياث الدين نيك فرمان نمىبرد ، عاقبت عصيان ورزيد و نام او را از خطبه بيفكند . غياث الدين طولق [ 1 ] پسر اينانج را با لشكر پدرش به جنگ او فرستاد و ارسلان خان را نيز به مدد طولق روان نمود و از امراى اطراف نيز يارى طلبيد . نصرة الدين حمزة بن محمد به انديشه فرو رفت و نايب خود محمد بن احمد منشى را نزد غياث الدين فرستاد تا اموالى تقديم كند و گرد كدورت بزدايد . در راه خبر شنيد كه جلال الدين و بر برادر خود غلبه يافته است . محمد بن احمد منشى در اصفهان درنگ كرد تا راهها مناسب شود و برفها آب گردد . سپس به همدان رفت ولى سلطان را در همدان نيافت زيرا او به جنگ اتابك يغان طايسى رفته بود . اين يغان طايسى ، شوى خواهر غياث الدين بود . پس از خلع غياث الدين به آذربايجان گريخت و با اتابك ازبك عليه سلطان جلال الدين دست اتحاد داد . جلال الدين بر سرشان لشكر كشيد ولى يغان طايسى به همدان باز گرديد تا در غياث سلطان بر آن غلبه يابد . جلال الدين بازگشت و لشكر او تار و مار كرد و او را بگرفت ولى امانش داد چون جلال الدين به لشكرگاه خود بازگشت فرستادگان نصرة الدين را بديد و سخن ايشان بشنود و به پسر اينانج نوشت كه دست از نسا بردارد ولى پس از دو روز خبر آوردند كه نصرة الدين هلاك شده و پسر اينانج بر نسا تسلط يافته است . رفتن جلال الدين به خوزستان و نواحى بغداد چون سلطان جلال الدين بر برادر خود غياث الدين مستولى شد و در كارش استقرار

--> [ ( 1 ) ] متن : طوطى .