ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

166

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

را بگرفت و در آن قلعه نگهبانان گماشت و چون شنيد كه سلطان شاه در غياب او به خوارزم لشكر برده است ، بشتاب باز گرديد . در راه خبر يافت كه مردم خوارزم سلطان شاه را راه نداده‌اند و او نوميد بازگشته است . علاء الدين تكش زمستان را در خوارزم درنگ كرد . چون سرما به پايان آمد ، در سال 589 لشكر به مرو برد تا برادر خود سلطان شاه را گوشمال دهد . از دو سو رسولان در جنبش آمدند و منازعه به مصالحه بدل گرديد . آنگاه نايب برادرش در قلعهء سرخس از او امان خواست . برفت و آن قلعه بگرفت . در سال 589 سلطان شاه بمرد و خوارزمشاه تكش به مرو رفت و آن شهر را بگرفت . همچنين نسا و ابيورد و طوس و ديگر سرزمينهاى قلمرو برادر را در ضبط آورد و بر خزاين او دست يافت . آنگاه پسر خود علاء الدين محمد را به امارت مرو فرستاد و پسر بزرگ خود ملكشاه را به نيشابور فرستاد و اين در پايان سال 589 بود . خوارزمشاه علاء الدين تكش ، سپس خبر يافت كه طغرل در رى خروج كرده و ميان او و قتلغ اينانج ماجراها رفته است . قتلغ از تكش يارى خواست . رسول خليفه نيز برسيد و از طغرل شكايت كرد و منشور اقطاع بلاد را به او داد . خوارزمشاه از نيشابور به رى رفت . قتلغ در برابر او اظهار فرمانبردارى نمود و با او همراه شد تا پيش از آنكه طغرل سپاه خود تعبيه كند بر سر او تازد . طغرل خود را بىمحابا بر صف دشمن زد . گردش را بگرفتند و او را كشتند . اين واقعه در ماه ربيع الاول سال 590 اتفاق افتاد . خوارزمشاه سر او را به بغداد فرستاد و همدان و بلاد جبل را سراسر بگرفت . خليفه الناصر لدين اللّه همراه با وزير خود مؤيد الدين بن القصاب براى خوارزمشاه تكش خلعتها و تحف فرستاده بود و نيز لشكرى جهت يارى او . مؤيد الدين در نزديكى همدان فرود آمده بود . خوارزمشاه او را به خيمهء خود خواند ابن القصاب گفت : شايسته است كه تو به خيمهء من آيى خوارزمشاه كه با او دل بد كرده بود به جانب خيمهء او در حركت آمد . مؤيد الدين بترسيد و به كوهى در آن حوالى گريخت و در آنجا پناه گرفت . خوارزمشاه به همدان باز گرديد و همهء اعمال آن را به قتلغ اينانج تسليم كرد و بخشهايى را نيز به برخى از مماليك خويش به اقطاع داد . آنگاه مياجق [ 1 ] را بر همگان كه در آن حوالى بودند سرورى داد و خود به خوارزم باز گرديد . در سال 591 ميان مياجق و قتلغ اينانج خلاف افتاد و كار به جنگ كشيد و قتلغ اينانج منهزم گرديد . وزير ، مؤيد الدين بن القصاب به خوزستان رفت و خوزستان و بسيارى از بلاد فارس را بگرفت و ابن شمله و امراى او را دستگير كرد و همه را به بغداد فرستاد و خود به ضبط آن بلاد پرداخت . قتلغ اينانج نيز كه از مياجق گريخته بود به او پيوست و از او خواست لشكر به رى برد

--> [ ( 1 ) ] متن : مناجى .