ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
167
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
و تصرف رى را در نظر او بس آسان شمرد . و با او به همدان راند . مياجق و پسر خوارزمشاه رى را در تصرف داشتند . مؤيد الدين بن القصاب در سال 591 همدان را گرفت و عازم رى شد . خوارزميان از برابر او واپس نشستند . وزير از پى ايشان لشكر فرستاد تا آنان را در دامغان و بسطام و جرجان به عقب راندند ، سپس بازگشتند . وزير بر رى مستولى شد . سپس قتلغ اينانج بر وزير عصيان كرد و در رى تحصن گزيد . وزير رى را محاصره نمود و بر آن غلبه يافت و قتلغ اينانج به ساوه پناه برد وزير از پى او برفت . تا در بند كرج [ 1 ] به او رسيد . چون نبرد پيوستند قتلغ اينانج ، شكست خورد . ولى جان خود از معركه برهانيد . وزير ، مؤيد الدين بن القصاب ، به همدان آمد و سه ماه در خارج شهر مقام كرد . خوارزمشاه نزد او رسولى فرستاد و او را از اعمالى كه مرتكب شده بود ملامت كرد و گفت بلادى را كه تصرف كرده باز پس دهد . ولى وزير به سخن او گوش نداد . خوارزمشاه لشكر بر سر او آورد ولى در اين اثنا و پيش از رسيدن تكش ، وزير بمرد . سپاهيان او در ماه شعبان سال 592 جنگ را آغاز كردند و از خوارزمشاه شكست خوردند و بسيارى كشته شدند . خوارزمشاه پيكر وزير خليفه را از گور بيرون آورد و سرش ببريد و به خوارزم فرستاد و چنان نمود كه در جنگ كشته شده است . خوارزمشاه تكش بر همدان غلبه يافت و لشكر به اصفهان فرستاد و اصفهان را بگرفت و پسر خود را در اصفهان نهاد و خود به خوارزم رفت . پس از رفتن علاء الدين تكش سپاه خليفه الناصر لدين اللّه به سردارى سيف الدين طغرل كه بلاد لحف را در عراق به اقطاع داشت ، به اصفهان آمد . مردم اصفهان او را دعوت كرده بودند . سپاه خوارزمشاه از اصفهان برفت و به خوارزمشاه پيوست . آنگاه مماليك محمد جهان پهلوان - كه ياران قتلغ اينانج بودند - گرد آمدند و نزد كوكجه ، يكى از اعيان خود ، شدند و به رى حمله آوردند و آن را بگرفتند . سپس به اصفهان رفتند و آنجا را نيز در تصرف آوردند . كوكجه به ديوان بغداد رسول فرستاد كه رى و خوار [ 2 ] رى و ساوه و قم و كاشان و مضافات آنان را به او دهند و اصفهان و همدان و زنجان و قزوين از آن ديوان خليفه . اين خواهش به اجابت رسيد . و اللّه اعلم . وفات ملكشاه پسر خوارزمشاه تكش گفتيم كه خوارزمشاه علاء الدين تكش پسر خود ، ملكشاه را ، در سال 589 امارت نيشابور داد و خراسان را نيز بدان منضم نمود و او را وليعهد خود ساخت . پسر تا سال 593 در آن مقام ببود و در ماه ربيع الاول سال 593 بمرد . از او پسرى بر جاى ماند به نام هندوخان .
--> [ ( 1 ) ] متن : در بنكرخ . [ ( 2 ) ] متن : جوار .