ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

154

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

اغلمش نفرستد . او نيز منگلى را بكشت و سرش را نزد مظفر الدين ازبك بن پهلوان فرستاد . اغلمش چون بلاد جبل را گرفت ، در تمام آن نواحى به نام خوارزمشاه علاء الدين محمد بن تكش خطبه خواند . چون به دست باطنيان در سال 614 كشته شد خوارزمشاه بيامد و چنان كه در اخبار او خواهيم گفت . آن بلاد را در تصرف آورد تا از فرمان او بيرون نروند . مظفر الدين ازبك پهلوان صاحب آذربايجان و اران در فرمان خوارزمشاه در آمد و به نام او بر منابر اعمال خود خطبه خواند . در اين ايام دولت بنى ملكشاه و موالى ايشان در تمام عراق عرب و عراق عجم و خراسان و فارس و سراسر مشرق منقرض شده بود تنها ازبك در بلاد آذربايجان مانده بود . چون مغولان بر قلمرو علاء الدين محمد بن تكش در ما وراء النهر و خراسان و عراق عجم در سال 618 مستولى شدند عازم تبريز شدند ازبك بن پهلوان در آنجا بود و چنان سرگرم - باده‌گسارى كه اصلا به مقابله بيرون نيامد ، بلكه با فرستادن اموال و جامه و چارپا آنان را از تصرف تبريز منصرف نمود . در سال 621 كه جماعتى از سپاهيان خوارزمى به آذربايجان گريخته و در تبريز بودند . مغولان از ازبك خواستند كه آنان را بكشد . او نيز جمعى را كشت و جمعى را اسير كرد اين بار نيز مغولان از آذربايجان منصرف شده به خراسان رفتند سپس جلال الدين پسر محمد بن تكش در سال 622 از هند باز گرديد و بر عراق عجم و فارس مسلط شد . سپس به آذربايجان رفت و آنجا را در تصرف آورد . مظفر الدين ازبك از گنجه به اران رفت . جلال الدين گنجه و اران را بگرفت ازبك به يكى از دژها كه در آن حوالى بود پناه برد . در آنجا چشم از جهان بربست و جلال الدين بر همهء آن بلاد غلبه يافت و بدين گونه خاندان بنى ايلدگز منقرض شد و تتر بر سراسر بلاد مستولى گرديد و در سال 628 جلال الدين نيز كشته شد و ما در اخبار آنان را همه خواهيم آورد . پايان سخن در دولت آل سلجوق . اينك به اخبار دولتهايى كه از آن منشعب شده‌اند مىپردازيم . يكى پس از ديگرى . اللّه وارث الارض و من عليها و هو خير الوارثين