ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
146
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
مصالحه افتاد و جهان پهلوان نزد پدر به همدان باز گرديد . تصرف شمله فارس را و اخراج او از آن زنگى بن دكلا با لشكريانش رفتارى ناپسند داشت . از اين رو نزد شمله صاحب خوزستان فرستادند و او را فرا خواندند تا بر خود پادشاهى دهند . او نيز در حركت آمد و چون با زنگى روبرو شد زنگى را شكست داد و او به كردان شبانكاره پناه برد و شمله بلاد فارس را در تصرف آورد و دست ستم بر مردم بگشود و برادرزادهاش ابن سنكا آن بلاد را تاراج كرد . مردم فارس از او برميدند . جمعى از لشكريان نزد زنگى رفتند و او بار ديگر به فارس بازگشت و شمله به بلاد خود ، خوزستان رفت . همهء اين وقايع در سال 564 اتفاق افتاد . تصرف ايلدگز رى را اينانج بر رى غلبه يافته بود و پس از جنگهايى كه با ايلدگز كرده بود مالى به عهده گرفته و در رى استقرار يافته بود . پس از چندى از پرداخت آن مال سر باز زد و عذر آورد كه بايد اموال خويش صرف هزينهء لشكر كند . در سال 564 ايلدگز بر سر او لشكر كشيد . در اين نبرد ايلدگز اينانج را شكست داد . اينانج به قلعهء طبرك پناه برد . ايلدگز بعضى از مماليك او را به وعدههاى جميل بفريفت تا بناگاه او را كشتند . ايلدگز بر طبرك و بر رى استيلا يافت و عمر بن علىياغ [ 1 ] را بر آن فرمانروايى داد و به همدان باز گرديد و از آن غلامان كه اينانج را كشته بودند سپاس گفت ولى به وعدهء خود وفا ننمود . ايشان نيز از گردش پراكنده شدند . آنكه اينانج را به دست خود كشته بود به خوارزم رفت . خوارزمشاه نيز به سبب دوستى كه ميان او و اينانج بود او را بر دار كرد . و اللّه سبحانه و تعالى ولى التوفيق بمنه و كرمه . وفات صاحب كرمان و اختلاف ميان فرزندانش در سال 565 ملك طغرل بن قاورتبك فرمانرواى كرمان بمرد و پسرش ارسلان شاه به جاى او نشست . برادر خردترش بهرام شاه به خلاف او برخاست . ارسلان شاه با او به جنگ پرداخت و شكستش داد و او در نيشابور به مؤيد پيوست . مؤيد با لشكرى او را يارى داد . بهرام شاه بار ديگر به جنگ برادرش ارسلان شاه آمد ، اين بار او را منهزم ساخت و كرمان را بگرفت . ارسلان شاه به اصفهان رفت و از ايلدگز مدد خواست . او نيز لشكرى در اختيارش نهاد . ارسلان شاه به كرمان باز گرديد . بهرام شاه از كرمان برفت و نزد مؤيد اقامت گزيد . پس از چندى ارسلان شاه بمرد و بهرام شاه به كرمان آمد و ملك موروث در تصرف گرفت .
--> [ ( 1 ) ] متن : على بن عمر باغ .