ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
147
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
[ در ماه ربيع الاخر سال 566 ] المستنجد باللّه بمرد و پسرش المستضيء بامر اللّه جانشين او شد . ما در اينجا به حوادث زندگى خلفا نمىپردازيم زيرا آنها را در اخبار خلفا آوردهايم . خلفاى پيشين در كفالت آل بويه و سلجوقيان بودند ولى از زمان مقتضى به سبب ضعفى كه پس از وفات سلطان مسعود عارض دولت سلجوقى شد و دولتشان در نواحى مشرق و مغرب پراكنده گرديد ، خلفا خود زمام اختيار خويش در بغداد و نواحى آن به دست گرفتند . و حكام و ملوك اطراف نام آنان را در خطبه مىآوردند و به هنگام منازعات ميان خود از دربار خليفه مىخواستند كه نام آنها را در خطبه بياورند و اين رسم ادامه داشت تا آنگاه كه با هلاكت المستعصم باللّه به دست هلاكوخان دولتشان پايان گرفت . وفات خوارزمشاه ارسلان بن اتسز و حكومت پسرش سلطان شاه و منازعهء او با برادر بزرگش علاء الدين تكش چون خوارزمشاه ارسلان بن اتسز از ختا شكست خورد و به خوارزم باز گرديد در سال 568 از دنيا برفت و پسرش سلطان شاه به جاى او نشست . برادر بزرگش علاء الدين تكش به خلاف او برخاست و از ختا يارى خواست و به يارى آنان خوارزم را بگرفت . سلطان شاه به دادخواهى نزد مؤيد اىآبه رفت مؤيد به يارى او آمد ولى در نبردى كه ميان او و تكش واقع شد شكست خورد و مؤيد را اسير كرده نزد او آوردند . همچنان در اسارت در برابر تكش كشتندش . ياران مؤيد به نيشابور بازگشتند و پسرش طغان شاه ابو بكر بن مؤيد را به جاى پدر نشاندند . اخبار طغان شاه و تكش را ما به هنگام پرداختن به خوارزمشاهان خواهيم آورد و در كيفيت قتل او خبر ديگرى نيز هست كه در آنجا خواهيم آورد . سپس خوارزمشاه در سال 569 به نيشابور لشكر راند و دو بار شهر را محاصره نمود . بار دوم طغان شاه منهزم گرديد و او را اسير كرده نزد تكش آوردند . تكش او را به خوارزم فرستاد و نيشابور و اعمال آن را بگرفت و هر چه از آن فرزندان مؤيد در خراسان بود همه را در تصرف آورد و آن خاندان به كلى منقرض شد . و البقاء للّه وحده و اللّه تعالى اعلم . وفات اتابك شمس الدين ايلدگز و حكومت پسرش محمد پهلوان اتابك شمس الدين ايلدگز كه اتابك ارسلان شاه بن طغرل صاحب همدان و اصفهان و رى و آذربايجان بود در سال 568 ديده از جهان فرو بست . او مملوك كمال سميرمى [ 1 ] وزير
--> [ ( 1 ) ] متن : شهير .