ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
140
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
بن طغرل بن محمد بن ملكشاه را بفرستد تا با او به پادشاهى بيعت كند . چون اين خبر به اينانج فرمانرواى رى رسيد [ يك يك بلاد را تاراج كرد تا به همدان رسيد . گرد بازو در شهر تحصن گزيد . گرد بازو او را به مصاف فرا خواند . او گفت جنگ نخواهد كرد تا اتابك ايلدگز برسد . اتابك با سپاه خود و ارسلان شاه بن طغرل برسيد ] [ 1 ] گردبازو به استقبال او رفت و در تمام آن بلاد به پادشاهى به نام او خطبه خواند . ايلدگز مادر ارسلان شاه را به زنى گرفته بود و از او پسرش محمد جهان پهلوان و برادرش عثمان قزل [ 2 ] ارسلان متولد شد . ايلدگز خود سمت اتابكى داشت و پسرش محمد جهان پهلوان برادر مادرى ارسلان شاه مرتبهء حاجبى يافت . ايلدگز از مماليك سلطان مسعود پسر سلطان محمد بود . چون سلطان مسعود پادشاهى يافت اران و قسمتى از آذربايجان را به اقطاع او داد . در سالهاى جنگها و فتنهها ميان شاهان و شاهزادگان سلجوقى او به اران پناه برد و نزد هيچيك از ايشان حاضر نگرديد . در اين سالها ارسلان بن طغرل به اران آمد و نزد او بماند و همچنان ببود تا به پادشاهى رسيد . چون به نام ارسلان شاه خطبه خوانده شد ، ايلدگز نزد اتابك اينانج صاحب رى كس فرستاد و مهربانيها نمود و دختر اينانج را براى پسرش جهان پهلوان به زنى گرفت و با هم پيمان دوستى بستند . ايلدگز آنگاه نزد المستنجد باللّه كس فرستاد تا در عراق به نام ارسلان خطبه بخوانند و كارها به همان روال افتد كه در ايام سلطان مسعود بوده بود . خليفه رسولش را اهانت كرد و براند . سپس به نزد اقسنقر احمديلى كس فرستاد و او را به اطاعت سلطان ارسلان خواند ، او نيز سرباز زد و گفت اگر از من دست برنداريد من هم سلطانى در نزد خود دارم . پسر محمد بن محمود در نزد او بود . پدر به هنگام مرگ پسر را - چنان كه گفتيم - به او تسليم كرده بود . اكنون اقسنقر تهديد مىكرد كه با او بيعت خواهد كرد . از ديگر سو وزير ابن هبيره نيز از بغداد نامه نوشته بود و او را به طمع افگنده بود كه به نام آن كودك خطبه بخواند تا چون ميان آنان اختلاف افتد ، او بهره برد . ايلدگز سپاهى به سردارى محمد جهان پهلوان به جنگ اقسنقر احمديلى فرستاد . آقسنقر از سكمان قطبى صاحب خلاط يارى خواست . او نيز به ياريش آمد و به جنگ محمد جهان پهلوان رفت و بر او ظفر يافت و جهان پهلوان شكست خورده به همدان باز گرديد . و اللّه تعالى اعلم . جنگ ميان ايلدگز و اينانج چون ملكشاه پسر سلطان محمود در اصفهان درگذشت طايفهاى از يارانش به بلاد
--> [ ( 1 ) ] عبارت ميان دو قلاب از متن ساقط بود از ابن اثير ( وقايع سال 556 ) افزوده شد . [ ( 2 ) ] متن : مزدارسلان .