ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
134
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
مؤيد شهر را به قهر بگرفت و ويران كرد . سپس در ماه شوال سال 554 به بيهق [ 1 ] رفت . استيلاى ملكشاه بن محمود بر خوزستان چون ملك محمد [ 2 ] بن سلطان محمود از محاصرهء بغداد بازگشت و خليفه از اداى خطبه به نام او امتناع ورزيد ، بيمار شد و در همدان اقامت گزيد . برادرش ملكشاه به قم و كاشان رفت و در تاراج و مصادرهء مردم وقاحت از حد گذرانيد . محمد ، او را از اين اعمال منع كرد و او نپذيرفت . سپس با جمعى كه در فرمانش بودند به اصفهان رفت . در آنجا نزد ابن خجندى [ 3 ] و اعيان شهر رسول فرستاد كه به فرمان او درآيند . همگان پوزش آوردند كه در اطاعت برادر او هستند . او نيز روستاهاى اطراف را غارت كرد . سلطان محمد بن محمود از همدان لشكر به سوى او برد و بر مقدمه گردبازو [ 4 ] خادم را فرستاد . ياران ملكشاه از گردش پراكنده شدند و او خود رهسپار بغداد شد . چون به قرميسين [ 5 ] رسيد ، قويدان [ 6 ] و سنقر همدانى به او پيوستند و او را اشارت كردند كه از بغداد به خوزستان رود . ملكشاه به واسط آمد و در جانب شرقى دجله فرود آمد سپاهيانش در آن نواحى مرتكب اعمالى ناروا گشتند . پس يكى از سدهاى آن حوالى باز شد و آب دجله بيامد و بسيارى از يارانش را غرق نمود . ملكشاه به خوزستان رفت . شمله او را از عبور مانع شد . ملكشاه بار ديگر رسول فرستاد كه اجازه دهد از آنجا بگذرد و نزد برادر خود سلطان محمد رود باز هم شمله اجازت نداد . ملكشاه بر كردانى كه در آن حدود بودند فرود آمد . مردان از كوهها و دشتها نزد او گرد آمدند . و چون سپاهى گرد آورد با شمله به جنگ پرداخت . سنقر همدانى و قويدان [ 7 ] و چند تن از امرا نيز با او بودند . شمله در اين نبرد منهزم شد و همهء يارانش به قتل رسيدند و ملكشاه بر آن بلاد مستولى گرديد و از آنجا به فارس راند . و اللّه هو المؤيد بنصره .
--> [ ( 1 ) ] متن : سبق . [ ( 2 ) ] متن : سلطان ملكشاه بن محمد . [ ( 3 ) ] متن : ابن الحمقرى . [ ( 4 ) ] متن : كرجان . [ ( 5 ) ] متن : قوس . [ ( 6 ) ] متن : موبران . [ ( 7 ) ] متن : مويدان .