ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

127

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

و مؤيداىابه در محرم سال 548 به جنگ ايشان فرستاد . سپس خود از پس اين مقدمه بيامد . غزان اموالى فرستادند و اظهار فرمانبردارى كردند ولى سلطان را قبول نيامد و به جنگ در ايستاد و منهزم شد و به بلخ بازگشت . بار ديگر جنگ در پيوست ، اين بار نيز منهزم شد و به مرو گريخت . غزان از پى او به مرو آمدند . سلطان خود و لشكرش از بيم آنان از مرو بيرون رفتند . غزان به شهر در آمدند و كشتار و تاراج را از حد گذرانيدند و قاضيان و ائمه و علما را كشتند . چون سنجر از مرو بيرون آمد اسيرش كرده به شهر باز گردانيدند و بر طبق عادت بر تخت نشاندند و فرمانبردارى نمودند . سپس بار ديگر به غارت پرداختند مردم به مدافعه برخاستند و با غزان جنگ كردند ولى ناتوان شدند و تسليم گرديدند . اين بار غزان سخت‌تر از بار نخستين در شهر دست به كشتار و تاراج زدند . چون سنجر اسير شد همهء امراى خراسان و وزيرش طاهر بن فخر الملك بن نظام الملك از او جدا شدند و به نيشابور رفتند و سليمان شاه پسر سلطان محمد [ 1 ] را فرا خواندند و در اواسط آن سال به نام او خطبه خواندند . سپاهيان خراسان نيز بر او گرد آمدند و به طلب غزان بيرون رفتند . در مرو ميان ايشان و غزان نبرد درگرفت . سپاهيان خراسان از بيم بگريختند و به نيشابور رفتند و غزان از پى ايشان بودند . غزان به طوس در آمدند و شهر را غارت كردند و مردم را حتى علما و زهاد را كشتند و همه جا را ويران كردند حتى مسجدها را . در سال 549 وارد نيشابور شدند . آنجا را نيز سخت‌تر از طوس غارت كردند و كشتار نمودند . چنان كه سراسر شهر پر از كشتگان بود . گروهى از علما و زهاد و صالحان به مسجد اعظم شهر پناه بردند . غزان ايشان را تا آخرين نفر كشتند . اعمال غزان در اين بلاد زشت‌تر از اعمال ايشان در بلاد ديگر بود . وزير سلطان سليمان شاه ، يعنى طاهر بن فخر الملك بن نظام الملك در ماه شوال سال 548 بمرد . سليمان شاه بعد از او پسرش نظام الملك ابو على حسن بن طاهر را به جاى او وزارت داد . پس رشته كارها از دستش به در شد و از انجام امور ملك عاجز گرديد . در ماه صفر سال 549 به جرجان باز گرديد . امرا گرد آمدند و به نام خان محمود بن محمد بن بغراخان خطبه خواندند - او پسر خواهر سنجر بود - و در ماه شوال 549 او را فرا خواندند و پادشاهى دادند و در ركاب او به جنگ غزان رفتند . آنها هرات را در محاصره داشتند . چند بار ميان دو گروه نبرد درگرفت كه بيشتر پيروزى از آن غزان بود . غزان در اواسط سال 549 از هرات به مرو بازگشتند و مصادرهء مردم را از سر گرفتند . خاقان محمود بن محمد به نيشابور شد . مؤيد بر نيشابور استيلا يافته بود - و ما در اين باب سخن خواهيم گفت - خاقان در ماه رجب سال 550 با غزان مصالحه كرد .

--> [ ( 1 ) ] متن : محمود .