ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

128

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

استيلاى مؤيد بر نيشابور و غير آن اين مؤيد از موالى سنجر و نامش آىابه بود . مؤيد از اكابر موالى سنجر بود و بر ديگران فرمان مىراند . چون فتنهء غز پديد آمد و اوضاع مملكت آشفته شد او را كار بالا گرفت و بر نيشابور و طوس و نسا و ابيورد و شهرستان و دامغان استيلا يافت و در برابر غزان نيك پايدارى كرد و مردم آن بلاد را از تعرض ايشان حفظ كرد . به سبب حسن سيرتش ، رعيت نيز سر به فرمان او نهاد و بر شمار لشكريان او افزوده شد و زمام فرمانروايى تمام آن نواحى را به دست گرفت . خاقان محمود بن محمد نزد او پيام فرستاد و او را به حضور خواند ولى مؤيد از حضور امتناع كرد و آن بلاد را تسليم ننمود . از دو سو رسولان به آمد و شد پرداختند . عاقبت مؤيد به عهده گرفت كه هر ساله مالى به خاقان ادا كند . خاقان نيز از او دست بداشت و كار برين قرار گرفت . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . استيلاى اينانج [ 1 ] بر رى اينانج از موالى سلطان سنجر بود . رى نيز از اعمال سلطان سنجر . چون غزان فتنه انگيختند ، اينانج به رى رفت و بر آن مستولى شد . آنگاه با سلطان محمد شاه بن محمود صاحب همدان و اصفهان و بلاد ديگر از در دوستى درآمد و اظهار فرمانبردارى كرد سلطان محمد شاه نيز او را در آن مقام كه بود ابقا كرد . چون محمد شاه بمرد . اينانج بر بلاد مجاور نيز دست انداخت و آنها را تصرف كرد و بر قدرت و شوكتش در افزود چنان كه شمار سپاهيانش به ده هزار تن رسيد ، چون سليمان شاه همدان را - به طورى كه بيان خواهيم داشت - تصرف كرد ، اينانج كه به هنگام امارتش به خراسان با او انس داشت به نزدش آمد و به خدمتش قيام نمود و همچنان در آن بلاد به فرمانروايى خويش ادامه داد . و اللّه سبحانه و تعالى اعلم . خبر از سليمان شاه و حبس او در موصل سليمان شاه بن سلطان محمد بن ملكشاه نزد عمش سلطان سنجر بود . سنجر او را وليعهد خود خواند و بر منابر خراسان به نامش اداى خطبه نمود . چون غزان آن فتنه بر پاى كردند و سنجر به اسارت افتاد ، امراى خراسان او را بر خود امير ساختند ولى سليمان شاه از مقابله با غزان عاجز شد و نزد خوارزمشاه رفت و خوارزمشاه نيز دختر برادرش را به عقد او در آورد . ولى پس از چندى عليه او سعايت كردند ، خوارزمشاه او را از بلاد خود براند و او به اصفهان رفت . شحنهء اصفهان او را از دخول به شهر منع نمود . سليمان شاه به كاشان رفت .

--> [ ( 1 ) ] متن : ايتاخ .